اصل سوم در دعوت پس از حکمت و موعظه نیکو،جدال أحسن یا بحث و گفتگوی برتر است.سخن بر معیار دانش با موعظه نیکو و بحث و گفت و شنود برتر از ویژگى های دعوت دینى است که قرآن به آن دستور داده است(وَ جَادِلْهُم بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ ).جدال احسن ، مناظره اى برتر براى اثبات حق و نفى باطل به منظور رشد و هدایت است و تنها شیوه ای است که با دگراندیشان و اهل کتاب باید پیش گرفت(وَ لَا تُجَدِلُواْ أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ )جدال احسن باید با سخن مهرآمیز و توأم با نرمى و وقار و آرامش ، و براى یارى حق صورت گیرد و با حجت و دلیل عقل پسند و پرهیز از هرگونه اذیت، درشتى، خشونت و سخت گیرى باشد.هدف از این بحث و مجادله و گفت و شنود،برترى جوئى و تفوق طلبی و شرمنده ساختن طرف مقابل نیست بلکه هدف،تأثیر کلام و نفوذ سخن در اعماق روح اوست…
جدال احسن ، روش انبیا علیهم السلام در دعوت به راه خدا بوده است با ارائه یک منطق برتر بر اساس دریافت های عقلانى مشترک میان طرفین که فرد با تفکر مى تواند درستى آن را دریابد.برای نمونه به مجادلات حضرت ابراهیم دقت کنیم:او در گفتگو با آزر خطاب به او گفت:پدرجان ، چرا چیزى را مى پرستى که نه مى شنود و نه مى بیند و نه هیچ حاجتى از تو برمى آورد ؟! و در مجادله با پرستندگان اجرام آسمانى:”وقتى شب بر او پرده افکند ، ستاره اى را دید و گفت : این پروردگار من است . وقتى آن ستاره غروب کرد ، گفت : من غروب کننده ها را دوست ندارم ؛چون ماه را در حال طلوع دید گفت این پروردگار من است آنگاه چون ناپدید شد گفت اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم؛پس چون خورشید را برآمده دید گفت این پروردگار من است این بزرگتر است و هنگامى که افول کرد گفت اى قوم من من از آنچه [براى خدا] شریک مى سازید بیزارم …و در مجادله با نمرود که ادعاى خدائى مى کرد گفت:خداوند خورشید را از مشرق مى آورد ، پس تو آن را از مغرب بیاور! و هنگامى که برای تنبه قوم خود همه بتها بجز بت بزرگ را شکست تا آنها به فکر فرو روند که پرستش بتى که قادر به دفاع از خود هم نیست، کارى نادرست است…
نمونه های دیگری از جدال أحسن در سیره انبیاء در قرآن گزارش شده است.در مورد معاد :
“انسان پندارد که بیهوده رها مى شود؟! مگر او [ قبلاً ] نطفه اى نبود که [ در رحم ] ریخته مى شود؟! سپس عَلَقه [ آویزک ] شد و [ خدایش ] شکل داد و درست کرد، و از آن دو جنس نر و ماده قرار داد . آیا چنین [ خدایى ] نتواند که مردگان را زنده گرداند؟! و یا در پاسخ آنکه استخوان پوسیده اى را آورده بود و مى گفت چه کسی قادر است آن را دوباره زنده کند، فرمود: بگو آن کسی او را زنده مى کند که برای نخستین بار آن را آفرید…
گفتگوى برتر،چنانکه از گزارش هاى قرآنى دیدیم، گفتگو بر اساس دریافت های عقلى است که اگر مخاطب کمى بیندیشد ناگزیر از پذیرش آن است.در بعضی از جدال های أحسن،از باورهای قطعى خود او برای ردّ سخنش بهره مى گیریم و باصطلاح جواب نقضى مى دهیم که بهترین روش برای سرعت در خاتمه بخشیدن به بحث ها، محسوب مى شود.امروز با جدال احسن مى توان بسیاری از منکران و مخالفان مبانى مهدوى را به موافق تبدیل نمود .کافى است با این شیوه بحث را به سوی نتیجه هدایت کنیم و البته برای تقلیب قلبها باید از خدا توفیق هدایت طلب نمود…