غرور بى مورد برای همه نکوهیده است اما برای عالمان نکوهیده تر! تواضع علمى در خور عالمان است نه تکبر وغرور. اولاً علمى که موجب غرور شود هم عالم را تباه مى کند هم علم را.زیرا مردم نسبت به کسانى که به دیده حقارت به آنان مى نگرند احساس تنفر دارند و عامل آن غرور را هم اگر علم باشد، دوست نخواهند داشت. ثانیاً فرد مغرور بین خود و دیگران یک فاصله و برترى مى پندارد و همین فاصله او را از مردم دور مى کند.مگر دانستن چند کلمه،اینقدر مهم است که فرد خود را تافته جدابافته بپندارد؟! تمام دانش بشر از ابتدا تا انتهای خلقت را خداوند “قلیل” شمرده است (وما اوتیتم من العلم الا قلیلاً) یعنى اگر همه دانش جهان را داشته باشید، قلیل و اندک است.دارائى قلیل که نباید موجب غرور شود.دیگر آنکه عالمان اهل خشیت و خداترسى اند نه سرکشی و غرور(انما یخشى الله من عباده العلماء)پس شایسته عالمان ،تواضع است نه غرور…
هرچه درخت ،پر میوه تر باشد، افتاده تر است ؛ هرچه عالمان متواضع تر، مراجعه مردم به آنان بیشتر و محبوبیت آنان افزون تر خواهد بود.شکرانه نعمت علم که خدا به آنان داده،آموختن متواضعانه آن به مردم و نشر آن است (زکات العلم نشره).زیبا نیست بخاطر آموختن مطالبى به مردم ، بر آنان منت نهیم.ادبیات و واژگان فروتنى و تواضع باید در نثر و نظم نویسنده و شاعر موج زند.وقتى پیامبران و پیشوایان دینى که حق عظیمى بر انسانها دارند،منت ننهاده اند،ما که باشیم که منت نهیم و مغرور باشیم؟! برعکس،باید سپاسگزار خدا باشیم که ما را موفق نمود چیزى یاد بگیریم و همان را به دیگران بیاموزیم.این دستور خداست که فرهیختگان از میان هر قومى کوچ کنند و علم بیاموزند سپس نزد قوم خود بازگردند و آنها را هشیار کنند و انذار دهند(فلولا نفر من کل فرقه طائفه منهم لیتفقهوا فى الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم)…
نکته دیگر نوآوری و خلاقیت و ابتکار است.زمانه دائماً در حال تغییر و نوشدن است. سبک ارائه نیز به تناسب این تغییر باید نو شود :سخن، نو آر که نو را حلاوتى است دگر…ابتکار سخنوران هر دوره باید این باشد که چگونه همان محتوا را در قالب جدید و به زبان روز و با ارائه ای متفاوت نسبت به گذشته بیان کنند.این ابتکارات نوعاً در سبک بیان و فورمهای جدید گفتارى اما نه بازاری و سخیف بلکه فاخر و متین است.سخنوران و نویسندگان بزرگى را سراغ داریم که هنرمندانه،ابتکارات بدیعى را در آثار خود رقم زده اند که تا سالها و بعضى تا قرن ها هنوز با طراوت و تازه است و مردم مى خوانند و لذت مى برند.گلستان سعدى و آثار فارسى علامه مجلسى،این چنین اند…
خلاقیت و ابتکار در پردازش آثار دینى ،از اولویت ویژه برخوردار است.زمانه ما -بخواهیم یا نخواهیم-عصر شتاب،عصر متن های کوتاه و کاربردى است.عصر هنرهای تصویرى ؛عصر رسانه های همراه ؛عصر اینترنت و ارتباطات ؛ عصر داستانک و کلیپ و طنز و دلنوشته است؛عصر متن های پیچیده و دشوار و فلسفى و طویل نیست؛عصر تلخیص و زبده گوئى و مؤثر نویسی و ایجاز است.باید ویژگى قالب هاى این عصر را شناخت و با ابتکار از آنها برای ارائه محتواها بهره برد.عرضه مبتکرانه محتواهای مهدوى،در گرو خلاقیت مرزبانان و منتظران آستان مهدوى است .بى تردید یک دل نوشته،داستانک،کلیپ های صوتى و تصویرى و پژوهش های روزآمد،طنز و نقد و سخنان کوتاه و تأثیر گذار در این عصر،ممکن است ازصدها برگ یک کتاب به سبک گذشته موثرتر واقع شود…