همه مواد اولیه براى تهیه یک غذا فراهم است اما تا مهارت یک آشپز خوب نباشد یک غذاى خوب و لذیذ و سالم با یک تزئین زیبا و چشم نواز که دهان ها را آب بیندازد، فراهم نمى آید! ناآشپزها نه تنها غذاى خوبى آماده نمى کنند بلکه آن مواد را هم ضایع مى کنند زیرا از اندازه هریک از مواد و نحوه ترکیب و میزان چاشنى ها و افزودنى ها و نحوه پخت بی اطلاعند. چرا مى پنداریم همین که مطلبی را بدانیم،مى توانیم خوراک فکرى خوبى به مخاطبان بدهیم؟ ترکیب مطالب،تقدیم و تأخر، چیدمان مقدمه و متن و نتیجه و طراحى سازمان محتوا،اختصار یا تفصیل به تناسب مخاطب و خلاصه پختن مطالب و آنگاه عرضه خوب و بسامان آنهاست که از مواد اولیه علمى ما یک غذای فکرى خوب مى سازد که بر جان مخاطبان بنشیند و اثرگذار شود و خواننده با میل و رغبت آن را بخواند و لذت ببرد…
برای نمونه نگاهى بیاندازید به یکی از کتب اربعه ما یعنى کتاب کافى مرحوم کلینى قدس سره در یازده قرن قبل.آیا شگفت زده نمى شوید از چیدمان مطالب،ابواب و فصول و تنظیمات عالى آن؟ همان موقع کتاب هائى بودند که از بای بسم الله تا تای تمت آنها فاقد یک تقسیم بندی و تبویب و تنظیم موضوعى بوده و مطالب بطور فلّه روی هم تلنبار گشته و پیداکردن یک مطلب از میان آن کوه مطالب مثل پیدا کردن یک سوزن بود در انبارى تاریک پر از لوازم واثاثیه !
باید به این بزرگوار و امثال او که مفاخر ما هستند بالید که چقدر از عصر خود جلوتر بودند و با سبک زیبا و تنظیمات عالى،دسترسی مخاطب را به مطالب دلخواه او در میان مجموعه محتواها آسان و سریع مى نمودند…
امروز دیگر از هیچ دانشجوئى در مقاطع ارشد و دکترا،پذیرفته نیست که رساله و پایان نامه اش را بدون تنظیمات دقیق،فصول و ابواب و فهارس و ارجاعات و منابع و…ارائه دهد.نویسندگان مقالات علمى پژوهشی که بخواهند مقاله شان در نشریات علمى پژوهشی منتشر شود باید این سبک را بطور دقیق رعایت کنند وگرنه اثر آنها پذیرفته نخواهد شد. کتاب های علمى امروز همگى با این اسلوب منتشر مى شوند.فهارس متعدد در پایان این کتب شامل اعلام و اشخاص و امکنه و آیات و روایات و اشعار و اصطلاحات و…خواننده را قادر مى سازد از طریق هریک از آن کلید واژه ها و کلمات،به سرعت به مطلب مورد نظر خود در آن کتاب دسترسى پیدا کند…
کتاب ها و مقالات حوزه دین و اندیشه،امروز باید در این زمینه نمونه باشند.تخطى از این اسلوب،نوشته آنها را کم اعتبار و کم خواننده مى کند و چه بسا مخاطبان را فرارى مى دهد! اگر خواننده ای فقط حوصله خواندن یک فصل از کتاب را داشت یا اصلاً به دنبال یک موضوع بود که در یکی از فصول کتاب به آن پرداخته شده به راحتى و روانى به آن دسترسی پیدا کرده و از مطالبش بهره مند شود.اگر خواننده اى در یک کتاب مهدوى به دنبال پاسخ شبهه غیبت یا طول عمر یا وظایف منتظران و یا باریافتگان و اعلام و نویسندگان عصر غیبت است باید با نیم نگاهى به فهارس پایانى اعم از فهرست موضوعات و یا اعلام و…به سرعت به خواسته خویش نائل آید.محققان و مولفان مهدوى با رعایت این تنظیمات،مخاطبان بیشترى را به محتواهای مهدوی ، مى افزایند و علاقمند مى کنند و این یک پیروزى است…