ابزار ما برای پژوهش و کسب علم، تفکر و اندیشه ورزی در روشنای عقل است. به عبارت دیگر به کارگیرى عقل، انسان را به بهترین مدارج مى رساند.از آنجا که نیروی عقل ،انسان را از کارهای ناهنجار باز میدارد، به آن عقل گفته میشود که از عقال است و آن ریسمانى است که بر پای اشتران بندند تا حرکتى خلاف نکنند.این است که در روایات آمده است: «الْعَقْلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ» … «ما خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً اکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَ الْعَقْلِ»،(عقل آن است که توسط آن خدای رحمان،عبادت مى شود…و خداوند آفریده اى گرامى تر از عقل ،نیافریده است).ادراکات انسانى با تفکر و تعقل حاصل مى شود.خداوند در قرآن مى فرماید : «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»؛این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند! «تدبر»نیز با همین کارکرد اما بررسى و اندیشه در عواقب و نتایج امور است چنانکه قرآن کریم میفرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»آیا دربارهی قرآن نمىاندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مىیافتند….
انسان، برای رسیدن به علم و آگاهى باید چراغ اندیشه و تعقل خویش را روشن کند.همین که آغاز کند و به خود و اطراف بنگرد و بیندیشد، به معرفت و شناخت مى رسد:مى یابد که من در تحول و چرخش از حالتى به حالت دیگرم و دیگرى است که مرا متحول مى کند؛به آسمان ها و خورشید و ستارگان مى نگرد و مى یابد این ها بیهوده خلق نشده اند؛به موجودات و حیوانات مى نگرد و مى یابد که خلقتشان شگفت و هدفدار است؛به گیاهان و میوه ها و بهار و تابستان و چرخش ایام مى نگرد و مى یابد که این تحولات و آفریده ها با نظمى شگفت پدید آمده اند و آفریننده ای بزرگ و توانا دارند…این معرفت و شناخت او را به کرنش در برابر خالق بزرگ رهنمون مى شود و این ها در پرتو تفکر و تدبر و تعقل بدست مى آید…
دریغا
اگر انسان این چراغ را خاموش دارد،چه عواقبى را برای خویش رقم مى زند.اصولاً کسانى هستند که او را از اندیشیدن و تعقل باز مى دارند.در رأس این دشمنان،شیطان است که سوگند یاد کرده انسان را تیره بخت کند.البته شیطان کارکردى جز دعوت و وسوسه ندارد و اندیشه و تعقل انسان،باطل السحر شیطان است به شرط آنکه عقل و فکر خویش را به کار اندازد.در قیامت دوزخیان مى گویند:اگر ما حرف حق را شنیده بودیم و از عقل خویش بهره مى بردیم امروز از اصحاب دوزخ نبودیم(لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر).اگر عقل را بکار مى گرفتند پیرو فرقه های گمراه و متنبیان و متمهدیان نمى شدند و دست از اطاعت پیامبران و امامان نمى کشیدند و در غیبت امام مهدى علیه السلام با وسوسه های شیاطین، خود را از پیروی حجت خدا محروم نمى نمودند…