این دعا،دعای استخاره است که از سوی امام عصر ارواحنا فداه برای امور مهمه صادر شده تا مومنان بوسیله آن از خداوند طلب خیر کنند و شر را از خود دفع نمایند.استخاره در لغت و متون حدیثى، به معناى طلب خیر و نیکى از خداوند است تا در پرتو راهنمایى و دستگیرى او، از زیان هاى احتمالى تصمیم ها و اعمال خویش در سلامت بمانند. با شیوه استخاره، افراد با دعا و درخواست از خداوند علیم متعال و استذکار قلبى و توکّل بر قدرت لایزال او، عنایت و توجّه او را به خود جلب مى نمایند. روایات بسیارى از امامان در موضوع استخاره و روش های آن رسیده و از امام زمان علیه السلام نیز چند روایت وجود دارد.یکى از این روایات ،روایتى است از محمد بن مظفر که مى گویداین استخاره، استخاره الاسماء است که در نماز حاجت یا غیر آن خوانده شود.سیدبن طاووس قدس سره مى گوید حضرات معصومین عنایت خاصى به استخاره داشتند و آن را بزرگ مى شمردند و من دانستم که استخاره از مهم ترین امور و جزو اسرار الاهى بوده که در شب معراج برای حضرت رسول (ص) بیان شده است…
علامه مجلسى نیز مى فرماید: معناى اصلى استخاره – که بیشتر روایات معتبر بر آن دلالت مى کنند – ، آن است که انسان، خودرأیى نورزد و بر رأى و عقل خویش اعتماد مطلق نکند؛ بلکه به خداى متعالش توسّل کند و در همه کارهایش بر او توکّل نماید و نزد او به ناآگاهى از مصلحت هاى خویش اقرار کند و همه این امور را به خدا بسپارد و از او بخواهد که خیر دنیا و آخرتش را برایش پیش آورد؛ به گونه همان رابطه اى که میان بنده نادان ناتوان و مولاى داناى توانا برقرار است. پس مطابق یکى از شیوه هاى روایت شده و همراه نماز یا بدون آن، دعا مى خواند و یا هر دعایى که به ذهنش رسید، که روایات عامّه بر این مطلب دلالت دارد. آن گاه آنچه را مى خواهد انجام مى دهد و پس از استخاره و طلب خیر از خداوند، به حاصل آن، چه سود و چه زیان، راضى مى شود. شیوه دیگر، طلب خیر از خداوند و سپس آنچه را در دلش مى افتد و بیشتر گمان مى برد که به مصلحتش است، عمل مى کند. پس از این، استخاره به وسیله مشورت با مؤمنان است و پس از این، استخاره ذات الرقاع (استخاره با ورقه) یا با گلوله هاىِ گِلى و نیز قرعه کشى با دانه تسبیح و ریگ و یا تفأل به قرآن است و ظاهر این است که همه این شیوه ها مجازند و این، نظر بیشتر عالمان شیعه است.
اما دعای استخاره مورد نظر که منسوب به حضرت مهدى علیه السلام است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی عَزَمْتَ بِهِ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَقُلْتَ لَهَا (ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ) وَ بِاسْمِکَ الَّذِی عَزَمْتَ بِهِ عَلَى عَصَا مُوسَى فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ ما یَأْفِکُونَ وَ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی صَرَفْتَ بِهِ قُلُوبَ السَّحَرَهِ إِلَیْکَ حَتَّى قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ وَ أَسْأَلُکَ بِالْقُدْرَهِ الَّتِی تُبْلِی بِهَا کُلَّ جَدِیدٍ وَ تُجَدِّدُ بِهَا کُلَّ بَالٍ وَ أَسْأَلُکَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَکَ وَ بِکُلِّ حَقٍّ جَعَلْتَهُ عَلَیْکَ إِنْ کَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَیْراً لِی فِی دِینِی وَ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلِیماً وَ تُهَیِّئَهُ لِی وَ تُسَهِّلَهُ عَلَیَّ وَ تَلْطُفَ لِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ إِنْ کَانَ شَرّاً لِی فِی دِینِی وَ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلِیماً وَ أَنْ تَصْرِفَهُ عَنِّی بِمَ شِئْتَ وَ کَیْفَ شِئْتَ وَ تُرْضِیَنِی بِقَضَائِکَ وَ تُبَارِکَ لِی فِی قَدَرِکَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ شَیْءٍ أَخَّرْتَهُ وَ لَا تَأْخِیرَ شَیْءٍ عَجَّلْتَهُ فَإِنَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِکَ یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ.