“بدان که میان خداى متعال و بندگانش خـویـشى و قـرابـتى نیـست، و کسى که مرا انکار کند از من نیست و راه او [جعفر]، راه پسر نـوح است”( فَاعْلَمْ أنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ وَ بَیْنَ اَحَدٍ قَرابَهٌ، وَمَنْ أنْکَرَنى فَلَیْسَ مِنّى وَسَبیلُهُ سَبیلَ ابْنِ نُوحٍ)…
امام عصر ارواحنا فداه در پاسخ سوالات اسحاق بن یعقوب، در یک توقیع که از مهم ترین اسناد دوران غیبت نام گرفته و حاوى دستورالعمل هاى بسیار با اهمیتى است با اشاره به سوال اسحاق از جعفر و فرزندان او در انکار امام علیه السلام فرمودند: اما در باره آنچه که از امر منکران من از اهلبیت ما و فرزندان عموی ما سوال نمودى -که خدا تورا راهنمائى نماید و ثابت قدم بدارد-،بدان که بین خدای عزوجل و هیچکس رابطه خویشاوندى نیست؛هرکس مرا منکر شود از من نیست و راه او[راه جعفر]، راه پسر نوح علیه السلام است…
برای بعضى سخت بود ببینند کسى مانند جعفر عموى امام و بعضى فرزندان او که انتساب و خویشاوندى با امام دارند و از اهل بیت او محسوب مى شوند،منکر امام باشند اما آن حضرت مى فرمایند،شگفت زده نشوید زیرا به تصریح قرآن،فرزند نوح پیامبر نیز وقتى از راه هدایت فاصله گرفت،از اهلیت نوح خارج گردید و(إنّه لیس من أهلک) در باره او نازل گردید زیرا از رابطه خویشاوندى مهم تر،رابطه ایمانى است.کسى که به خدا ایمان بیاورد نزدیک ترین رابطه را با تو دارد و کسی که ایمان نیاورد و منکر شود حتى اگر فرزند تو باشد از اهلبیت تو نیست.راه جعفر با اینکه از اهلبیت ما شمرده مى شود راه پسر نوح است که با منکر شدن،از خویشاوندى نوح جدا شد.در توقیعى دیگر راه او را به راه پسران یعقوب و برادران یوسف تشبیه فرمودند یعنى همانها که از فرمان پدر ،سرپیچى نمودند و قصد هلاک یوسف را پیش گرفتند…
“خداوند با کسى خویشاوندى ندارد” به این معناست که روی خویشاوندى تأکید نکنید زیرا به صریح قرآن اگر پدران شما،فرزندان شما،قبیله شما و…برای شما محبوب تر از راه خدا و پیامبر او ست بدانید که هدایت نشده اید:
“اى پیامبر، به آنان که ایمان آورده اند بگو: اگر پدران و پسران و برادران و همسران و خویشاوندانتان و اموالى که گرد آورده اید و تجارتى که از کسادش بیم دارید و خانه هایى که آنها را خوش مى دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوب تر است و اینها مانع رفتن شما به جهاد شده اند، منتظر باشید تا خدا فرمان خود را اجرا کند ( مؤمنانى دیگر را جایگزین شما کند که خدا از هر چیزى براى آنان محبوب تر است و به بهترین وجه در راه او جهاد مى کنند ) و بدانید که خداوند مردمى را که از مرز بندگى او خارج شوند، به سوى پیامبر و یارى دین خدا هدایت نمى کند”…
فهم “اختیار داشتن انسان ها” از مهم ترین ارکان اعتقادی ماست؛خدا انسان را مختار آفریده تا با آزادی ، راه خیر یا شر را بگزیند و او را مجبور نیافرید.اگر با اختیار راه خیر را برگزید حتى اگر از خون اهلبیت نبود چون سلمان،به حریم اهل البیت وارد مى شود و سلمان از ما اهلبیت است(سلمان منا اهل البیت)نام مى گیرد اما اگر راه انکار را انتخاب کرد،چون جعفر و پیشتر از او فرزندان آدم و نوح و یعقوب،از اهلیت خارج مى شود… این حقیقت مهم که امام علیه السلام بیان مى فرمایند از زیباترین نکات اعتقادی ماست.یعنى در سایه اختیار مى توان تا ملکوت خویشاوندی آل الله بالا رفت و با اختیار مى توان تا حضیض کفر و انکار سقوط کرد ، حتى اگر انتساب به آل الله داشته باشى…خدایا توفیق ده که خیرگزین باشیم و با اطاعت از امام زمان خویش به آن بزرگوار تقرب جوئیم…