امام علیه السلام،در پاسخ سوال حمیری در مورد احرام از دو میقات حاجیان از عراق و نجد در شرایط تقیه فرمودند: ” از میقات اصلی ،احرام بندد و لباس خود بپوشد و تلبیه را در دل شروع نماید تا به میقات آنها برسد، سپس إحرام خود آشکار نماید”(یحرم من میقاته ثم یلبس الثیاب و یلبّی فى نفسه فإذا بلغ الى میقاتهم أظهر)
حاجیان عراق و نجد،از دومین میقات که میقات وادى العقیق (که صد کیلومترى مکه است)،احرام مى بندند که ابتدایش “مسلخ” و انتهایش “ذات عرق” است.پیروان مکتب اهل البیت از مسلخ و عامه از ذات عرق،مُحرم مى شوند.حمیری مى پرسد در شرایط تقیه چه باید کرد؟ امام در پاسخ او این جواب را مى فرمایند که احرام را واجب است در همان مسلخ انجام دهند ولی به اقتضای موقعیت ، تا رسیدن به میقات آنها،آشکار نکنند…اصل رعایت فقه آل الله است، در شرایط دشوار،نمى بایست بهانه اى به مخالفان دهند و با این شیوه مراعات کنند تا از گزندها مصون مانند…
امام علیه السلام خود در همه ایام حج هر سال،حاضر مى شوند؛محمد بن عثمان عَمروى -دومین وکیل خاص امام – میگوید: «به خدا سوگند، صاحب الأمر(عج)، همه ساله در موسم حج حضور مییابد. او مردم را میبیند و میشناسد و مردم هم او را میبینند، ولى او را نمیشناسند»( وَاللّه ِ إنَّ صاحِبَ هذَاالْأمْرِ لَیَحْضُرَ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ، فَیَرى النّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لایَعْرِفُونَهُ ). این بزرگ ترین روح نیایشگر، (که نزدیک ١٢٠٠ حج تمتع و چه بسا هزاران حج عمره ، گزارده است)روح حج است و مناسک،جسم آن. کعبه و میقات و مقام، گرد او طواف مى کنند؛ اوست که سرزمین بطحاء مى شناسدش و بر پایش بوسه مى زند،بیت الله و حَرَم او را مى شناسند(چنانکه فرزدق در آن چکامه جاودانى سرود:هذاالذی تعرف البطحاء وطأته/والبیت یعرفه و الحلّ و الحرمُ…)
بدون ولایتش، بدون امامتش،بدون معرفتش،حج فقط پاره ای اعمال بدون روح است( ای حریم کعبه، ای روح عبادت، روح حج / من به گرد کعبه می گردم به یاد روی تو).حاجى اگر به دنبال روح حج نباشد،در جسم حج،متوقف شده است.امام را بجوید در طواف،در مسعى و مشعر و عرفات و منىٰ،نزد حَجَر و حِجر اسماعیل و مقام ابراهیم؛ وقتى لبیک مى گوید و مُحرم مى شود؛ وقتى کنار زمزم است،در صفا و مروه است یا به نماز و نیاز و دعا مشغول است…
حج ، بدون «ولایت» ، طواف بدون «امامت» ، حضور در عرفات بدون «معرفت» ، قربانی در منی بدون فداکاری در راه «ولی زمان» ، رمی جمره بدون دور کردن صفات رذیلهی مخالف با راه «امام زمان» ، سعی بین صفا و مروه، بدون سعی در صراط صفا و مروت و بدون کوشش در شناخت بهتر و اطاعت امام، بیحاصل است و سودی ندارد…مگر صدوق که ارادتش را با خدمت نشان داده بود در کنار همین کعبه توفیق تشرف نیافته و دستور خدمتى دیگر نگرفته بود؟ مگر صدها سعادت یافته ،در حین مناسک چشمشان به جمال دوست روشن نشده بود؟ چرا حاجى وقتى با ترنم دعای سیدالشهداء سلام الله علیه در عرفه اشک بر دیدگان دارد،چشمان اشک آلود امام را با دعای جدّش نبیند و به او توجه نکند و عرض ارادت ننماید؟ حاشا اگر اینگونه در جستجویش باشد،به عنایتى نواخته نشود…