“با تقیه خود را از دشمنان نگاه دارید و از افروختن آتش جاهلیّت پرهیز کنید”.(اعْتَصِمُوا بِالتَّقِیَّهِ مِنْ شَبِّ نَارِ الْجَاهِلِیَّهِ.از سخنان امام در نامه به شیخ مفید )…
وقتی شرایط برای آشکار ساختن اعتقاد فراهم نیست و حتى آشکار ساختن اعتقاد ممکن است عواقب بسیار سخت و خطرناک و نیز خطرات جانى در پى داشته باشد،کتمان عقیده و حکیمانه عمل کردن ،عقلائى است چنانکه دو فریضه بسیار مهم امر به معروف و نهی از منکر نیز در شرایطی که تأثیر نداشته باشد یا حتى تأثیر عکس داشته باشد،مرتفع مى شود.نخستین کسی از صحابه که به تقیه عمل نمود صحابی بزرگوار عمار یاسر بود که وقتی در شرایط سخت شکنجه منتهى به مرگ قرار گرفت ، تقیه نمود و چون فکر کرد که نادرست عمل کرده اندوهگین نزد پیامبر آمد و ماجرا را گفت.در این هنگام آیه نازل شد که:”…مگر کسی که مجبور شده باشد در حالیکه قلبش به ایمان گره خورده و آرامش یافته است”(الّا من أُکره و قلبه مطمئن بالایمان) و پیامبر روش او را تأیید نموده و فرمودند اگر دوباره نیز در چنان شرایطى قرار گرفتى همینگونه عمل کن…
تقیه به معنای پرهیز، نگاه داری و کتمان است آنجا که خطر عمده جانى یا مشابه آن وجود داشته باشد.همچنین گفته شده از واژه «وقایه» به معنای سپر گرفته شده است که انسان بوسیله آن از جان و دیگر چیزهای ارزندهاش دفاع میکند.تقیه یکی ازاحکام دین در تمامی شرایع الاهى بوده و اختصاص به اسلام ندارد.قرآن کریم از مومنى در روزگار فرعون سخن به میان مى آورد که ایمان خود نهان مى داشته و به تقیه عمل مى نموده است(وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمَانَهُ…).اجماع فقهای شیعه و گروهى از علمای عامه،تقیه را مشروع و در بعضی مواقع واجب شمرده اند.پس اینکه تقیه را نفاق بدانند کاملاً مردود است و مرز های آنها کاملاً مشخص است.منافق ایمان قلبی ندارد و با زبان قصد فریب دارد اما تقیه کننده ایمان قلبی دارد و بخاط حفظ جان و حکمت،عقیده اش را کتمان مى کند. برخورد حکیمانه و هوشمندانه در ارتباط با دیگران ایجاب مى کند که همه ظرفیت ها سنجیده و متناسب با شرایط و افراد برنامه تنظیم شود تا بهترین نتایج حاصل آید.جایی که اظهار عقیده خطرآفرین باشد احتیاط و عقل و شرع همگى بر کتمان و تقیه دستور دهند…
راز اینکه شیعیان نسبت به سایرین بیشتر ناگزیر از تقیه بوده اند، در این واقعیت تلخ تاریخی نهفته است که شیعه در طول حیات پرفراز و نشیب خود از جنبه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، سخت در تنگنا و فشار بوده است. در زمان معاویه حضرت علی علیه السلام را بر فراز منابر دشنام میدادند. پس از وی نیز امویان و عباسیان با شیعیان رفتاری خشونت آمیز داشتند. حادثه عاشورا در سال ۶۱ هجری،واقعه حرّه و کشتار مردم مدینه از جمله ۷۰۰ نفر از صحابه و شهادت زید بن على در زمان هشام بن عبدالملک و کشته شدن بسیاری از شیعیان در واقعه فخّ و دوران وحشت انگیز حاکمیت حجاج و سختگیری شدید او نسبت به شیعه، گواه و نمونههایی از این رفتارند. بر این اساس، امامان شیعه برای حفظ جان خود و شیعیان و جلوگیری از پراکندگی و نابودی جامعه شیعه و ایجاد شقاق و تفرقه در جامعه اسلامی، تقیه را ضروری و واجب شمرده اند…
در روزگاران غیبت که هم امام و هم پیروان امام در اقلیت و در معرض انواع سختى ها و فتنه هاقرار دارند(کثره عدونا و قله عددنا و تظاهر الزمان علینا) عمل به تقیه ضروری است به ویژه که ابزارهای مدرن ارتباطى و آى تى و شنود،حریم خصوصى را از بین برده و یا بسیار تنگ نموده که مخالفان براحتى مى توانند دستاویز حمله و خشونت پیدا کنند لذا بیشترین مراقبت ها لازم است تا خدای ناکرده بهانه خشونت و مرگ از طرف ما برای مخالفان در حمله به بی گناهان فراهم نشود .البته این به معناى کوتاه آمدن در عقیده یا جذب در اکثریت نیست بلکه باید بر آموزش های عمیق دینى بویژه برای نسل جدید، اهتمام حداکثرى داشت تا باورهای اصیل در جان افراد بنشیند و ایمان با رگ و پوست آنان پیوند خورد تا روزگاران ظهور فرا رسد که عصر تقیه به پایان آید…