چگونگى معاد

 
 
 
 
 
گفت: آیا کسی از جهان آخرت بازگشته تا خاطرات خود را بگوید و ما باور کنیم؟ گفتم:ظاهراً نه! گفت :برای همین نیست که بعضی ها زیر بار معاد نمى روند؟ گفتم: شاید برای بعضى اینطور باشد، اما اعتقاد به معاد پس از پذیرش توحید و عدل،یک امر عقلى و فطرى است و با کمى تفکر،اثبات مى شود و نیاز به خبرآوردن کسی از آنجا نیست.آنها که نخواهند باور کنند حتى معجزات را هم مى بینند ولى ایمان نمى آورند! گفت :چگونه مى توان با نمونه هایی از زندگى این جهانى، معاد را برای این افراد روشن نمود؟گفتم :خداوند در قرآن کریم،همین کار را کرده است.گفت در کجا؟مى شود بیان فرمایید.گفتم:با کمال میل! به این نمونه ها دقت نمائید:
 
١.استخوان پوسیده اى را پیدا کرد و پیش آمد و با تمسخر گفت:چه کسی این استخوان پوسیده را دوباره زنده مى کند؟! به او بگو کسى آن را دوباره زنده مى کند که برای نخستین بار آن را[از هیچ] آفرید؛ او به هر آفرینشى تواناست!(قال من یحیی العظام و هی رمیم؟(قل یحییهاالذى انشأها اول مره و هو بکل خلق علیم)…٢.همان که زمین مرده در زمستان را در بهار دوباره زنده مى کند،مردگان را هم تواند زنده کند: 

پس به آثار رحمت الهى بنگر که چگونه زمین را بعد از مرگش زنده مى کند. تحقیقاً (همان زنده کننده زمین) زنده کننده مردگان (هم) هست و او بر هر چیزى تواناست(

فانظر الى آثار رحمه الله کیف یحیى الارض بعد موتها ان ذلک لمحیى الموتى و هو على کل شى قدیر)…٣. و اینگونه آنها را از داستان ایشان[اصحاب کهف که سیصد سال آنها را خوابانده و سپس بیدار کردیم]مطلع کردیم تا بدانند وعده خدا[در مورد معاد] حق است و قیامت خواهد آمد و جای شکّى در آن نیست (

 

و کذلک اعثرنا علیهم لیعلموا ان وعد الله حق و ان الساعه آتیه لا ریب فیها)…

 

۴.

و چون ابراهیم گفت: بار پروردگارا، به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد؟ خدا فرمود: باور نداری؟ گفت: آری باور دارم، لیکن مى خواهم (با مشاهده آن) دلم آرام گیرد. خدا فرمود: چهار مرغ بگیر و گوشت آنها را نزد خود به هم درآمیز، آن گاه هر قسمتی را بر سر کوهی بگذار، سپس آن مرغان را بخوان، که به سوی تو شتابان پرواز کنند؛ و بدان که خدا (بر همه چیز) توانا و داناست 

(

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)…

 
۵.اثبات معاد برای عزیر پیامبر:یا چون آن کس که به شهرى که بامهایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد وگفت‏: چگونه خداوند، (اهل‏) این (ویرانکده‏) را پس از مرگشان زنده مى ‏کند؟ پس خداوند، او را به مدت‏ صد سال میراند. آنگاه او را برانگیخت‏، (و به او) گفت‏: چقدر درنگ کردى‏؟ گفت‏: یک روز یا پاره‏ اى از روز را درنگ کردم‏. گفت‏: نه‏، بلکه صد سال درنگ کردى‏، به خوراک و نوشیدنى خود بنگر که طعم و رنگ آن‏ تغییر نکرده است‏، و به درازگوش خود نگاه کن (که چگونه متلاشى شده است‏. این ماجرا براى آن است که هم به تو پاسخ گوییم‏) و هم تو را (در مورد معاد) نشانه‏ اى براى مردم قرار دهیم‏. و به (این‏) استخوانها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پیوند مى‏ دهیم‏؛ سپس گوشت بر آن مى ‏پوشانیم‏. پس هنگامى که (چگونگى زنده ساختن مرده‏) براى او آشکار شد، گفت‏: اکنون‏ مى‏ دانم که خداوند بر هر چیزى تواناست‏.(أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَهٍ وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى یُحْیِی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ کَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ)…
۶.

گروهى از بنى اسرائیل است که به حضرت موسى (ع) گفتند: ما تا خدا را آشکار نبینیم هرگز ایمان نخواهیم آورد!

و خداى متعال آنان را با صاعقه اى هلاک کرد و سپس به درخواست حضرت موسى (ع) دوباره آنها را زنده ساخت …

٧. زنده شدن یکى از بنى اسرائیل ـ که در زمان حضرت موسى (ع) به قتل رسیده بود ـ به وسیله زدن پاره اى از پیکر یک گاو ذبح شده به او دوباره زنده نمود و فرمود:

بدین سان خدا مردگان را زنده مى کند و نشانه هایش را به شما مى نمایاند باشد که با خرد دریابید

( ذلک یحیى الله الموتى و یریکم آیاته لعلکم تعقلون)…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه