زیارت و شفاعت

 
 
 
 
 
کسى را که دوست مى دارید، علاقمندید همیشه کنارش باشید و دیدارش کنید و حتى اگر مرحوم شد به کنار مزارش روید و با او سخن بگوئید و حتى برایش هدیه معنوى بفرستید و یادش کنید.این مفهوم زیارت است و از زیباترین جلوه های مودّت و محبت به شمار است که با فطرت انسانى هم سازگار مى باشد.وقتى محبت اهل بیت علیهم السلام را به عنوان مزد رسالت خدا و پیامبر، واجب و ضروری فرموده اند،زیارت آنها که نماد این مودّت است نیز ضرورى خواهد بود. لذا این زیارت نوعى عبادت است که  از طریق آن ،انسان به خدا تقرب مى جوید زیرا دارد فرمان خدا را عمل مى کند که دستور به مودّت داده است.زیارت یک مدرسه سازندگى است زیرا شما با نزدیکى به اولیاى الاهى ،خود را در صف آنان قرار مى دهید و با آنها تجدید پیمان مى نمائید و برای ارتقاى خود از ایشان استمداد مى کنید و از دشمنانشان تبرّى مى جوئید و شفاعت آنان را نصیب خود مى سازید و با توسل به ایشان خود را به ملکوت الاهى نزدیک نموده و مشکلات خود را حل مى کنید که خدا فرمود:یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابتَغُوا إِلَیهِ الوَسِیلَهَ…» ای مؤمنین! تقوا پیشه کنید و برای رسیدن به او وسیله طلب نمایید…
 
در زیارت ها نخست به آنها سلام مى کنیم .این سلام ریشه قرآنى دارد چنان که در آیات الهی می خوانیم: سَلامٌ عَلَی نُوحٍ فِی العالَمِینَ؛ سَلامٌ عَلَی إِبرَاهِیمَ؛ سَلامٌ عَلَی مُوسَی وَ هارُونَ؛ سَلامٌ عَلَی إِل یاسِینَ وَ سَلامٌ عَلَی المُرسَلِینَ…و سپس مبانى اعتقادی و خواسته ها را مطرح مى کنیم که ترجمان همان مودت و محبت و اعلام موضع و همراهى است.زائر با این زیارت ها که گاهى از راه دور است و گاهى با سفر و نزدیکى به مزار است،از امور مادى عبور مى کند و به خدا و اولیاى او متوجه مى گردد و مشتاقانه و عاشقانه،شیرینى عبودیت و ولایت و مودت را با تمامى وجود احساس مى کند و محبت آن بزرگان را به سوی خود جلب مى کند.پیامبراکرم(ص)فرمود:هر کس به زیارت قبر من آید شفاعتم بر او واجب می شود.هر کس حج به جای آورد و قبر مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مثل کسی است که مرا در زمان حیاتم زیارت کرده است.امام هشتم (ع)هم فرمودند: زیارت من در پیشگاه الهی با هزار حج برابرى مى کند اگر از روی معرفت انجام شود.همچنین زیارت سیدالشهداء(ع) بویژه زیارت اربعین از نشانه های پنجگانه ایمان شمرده شده است…
 
اما مقام شفاعت که به معناى دستگیرى و طلب حمایت از فردى است که دارای بعضى ویژگى هاى خوب برای حمایت است از طرف خداوند به اولیای الاهى و حتى به مومنان داده شده است.حقیقت شفاعت آن است که انسان از شفیع و واسطه بخواهد که به خاطر تقرّب و منزلتی که نزد خداوند دارد، برای درخواست کننده دعا کند که خداوند نیاز و حاجت او را برآورده سازد .آیاتى همچون “وَ لا یَشفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارتَضی”(جز برای کسی که او رضایت دهد شفاعت نمی کنند) و”مَن ذَا الَّذِی یَشفَعُ عِندَهُ إِلاّ بِإِذنِهِ”(کیست آن کس که جز به اذن خداوند در پیشگاهش شفاعت کند)و”لا یَملِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحمنِ عَهداً(آنان اختیار شفاعت ندارند، مگر کسی که در پیشگاه خداوند رحمان عهدی گرفته باشد)نشان مى دهد که اولاً شفاعت ممکن است ثانیاً با اذن و رضایت الاهى انجام مى گیرد و ثالثاً،عهد و پیمانى است بین خدا و اولیای الاهى…
ما با زیارت و تقرب به ساحت قدسی آل الله،از آنان تقاضای شفاعت می کنیم تا با مقامى که نزد خداوند  دارند،ما را در دایره حمایتى خویش قرار دهند و شفاعت نمایند(مُسْتَشْفِعٌ الَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِکُمْ) یعنىمن به وسیله شمادر پیشگاه خداوند عز و جل را شفاعت را طلب مى کنم.وقتى برادران یوسف،به شفاعت پدر امیدوارند و از او می خواهند نزد خدا شفاعتشان کند تا گناهانشان آمرزیده شود و یعقوب هم مى پذیرد و مى گوید چنین خواهم کرد(سوف استغفر لکم) ما چرا به شفاعت صاحبمان حضرت بقیه الله ارواحنا فداه و اجداد گرامیش،امیدوار نباشم که شفاعتمان کنند و ما را جزو همراهان و متقربان به خویش قرار دهند…
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه