میراث علمى

 
 
 
 
 
خیلی از اوقات ، با اینکه به اسلام ،مومن شده اید اما پرسش های جدیدى در روند تحولات زندگى و تبدلات زمانه برای شما پیش مى آید که باید به یک نهاد و مرجع  و یا عالمان و دانشمندان این عرصه رجوع کنید تا پاسخ گیرید. این مرجع و نهاد و یا عالمان کیانند؟ پاسخ را خدا مى فرماید : قرآن،مرجع پاسخ های شماست:ما قران را برای شما فرستادیم تا تبیان همه چیز باشد(وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِینَ).در همین زمینه به سخنى از امام صادق علیه السلام توجه کنید:خدا در قرآن همه چیز را بیان کرد؛به خدا سوگند،چیزى نیست که مردم به آن احتیاج داشته باشند مگر آنکه آن را در قرآن بیان نموده باشد تا کسى نتواند بگوید (اگر این موضوع حق است) باید در قرآن مى بود، لذا خدا آن را در قرآن نازل فرمود(

إن الله أَنزل فی القرآن تبیان کل شیء حتى والله ما ترک الله شیئا یحتاج العباد إلیه إِلاَّ بیّنه للناس حتى لا یستطیع عبد یقول : لو کان هذا نزل فی القرآن ، إلاَّ وقد أَنزل الله فیه) و در جای دیگر فرمود: هیچ موضوعى نیست که دو نفر در آن اختلاف کنند مگر آنکه ریشه و اصل آن در قرآن وجود دارد(
ما من شیء یختلف فیه اثنان إلاَّ وله أَصلٌ فی کتاب الله)…
 
بلا فاصله سوال می کنید: چه کسی است که این مقدار به قرآن تسلط داشته باشد که بتواند همه موضوعاتى که اصلش در قرآن است ،تبیین نموده و پاسخ ها را ازدل آیات استخراج نماید؟! باز خداوند پاسخ شما را مى دهد:”علم این قرآن در سینه کسانى است که به آنها دانش بیان این آیات را داده ایم”( بَلْ هُوَ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلا الظَّالِمُونَ) و در جای دیگر مى فرماید:”تأویل و تبیات این آیات را نمى داند جز “راسخان در علم”(وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ ). بازسؤال مى کنید: کیانند این راسخان در علم؟ این بار امیرمومنان علی علیه السلام در نهج البلاغه پاسخ می دهند:کجایند آنان که گمان دارند کسانى غیر از ما (اهل بیت) راسخان در علم  هستند؟! آنان با این گمان بر ما دروغ بسته و ستم کرده اند، از آن رو که خداوند ما را رفعت بخشید و آنان را فروتر قرار داد، و دانش را به ما بخشید و از آنان منع کرد و ما را در حریم عنایت خویش وارد و آنان را خارج کرد. به وجود ما هدایت خواسته مى شود، و به برکت ما کوردلى برطرف مى گردد. بى شک امامان از قریش هستند، که درخت وجودشان در این تیره از خاندان هاشم نهاده شده و این منزلت شایسته دیگران نیست و والیان دیگر صلاحیت این مقام را ندارند(اَیْنَ الَّذینَ زَعَمُوا اَنَّهُمُ الرّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ دُونَنا؟! کَذِباً وَ بَغْیاً عَلَیْنا، اَنْ رَفَعَنَا اللّهُ وَ وَضَعَهُمْ، وَ اَعْطانا وَ حَرَمَهُمْ، وَ اَدْخَلَنا وَ اَخْرَجَهُمْ. بِنا یُسْتَعْطَى الْهُدى، وَ یُسْتَجْلَى الْعَمى. اِنَّ الاَْئِمَّهَ مِنْ قُرَیْش، غُرِسُوا فى هذَا الْبَطْنِ مِنْ هاشِم، لا تَصْلُحُ عَلى سِواهُمْ، وَ لا تَصْلُحُ الْوُلاهُ مِنْ غَیْرِهِمْ)…
 
“به شرق بروید یا غرب،به هر کجا بروید،جز نزد ما اهل بیت،علم صحیح را پیدا نخواهید کرد”( شَرِّقا و غَرِّبا لَن تَجِدا  صَحیحا إلاّ شَیئا یَخرُجُ مِن عِندِنا أهلَ البَیتِ.امام باقرعلیه السلام).آری این مستندات نشان مى دهد که علم دین را جز از امامان ، نباید طلب کرد.در مجموعه های حدیثى که از آنان رسیده باید پاسخ پرسش های خود را بجوئید.تجربه تاریخى هم نشان داده هرگاه مردم و حاکمان در موضوعى در مى ماندند،گره گشا فقط امامان بودند که داستان آن در مجامع روائى و تاریخى ما به فراوانى نقل شده است. آرى،نباید برای علم دین،در خانه دیگران را کوبید که آنان از این علم بی بهره اند.باید جائى رفت که خود خداوند ،نشانی آن را داده است:راسخون در علم قرآن یعنى اهل بیت علیهم السلام.بلى،این سخن کاملاً صحیح است که:”بی اعتنائى به میراث علمى امامان،در حکم انکار آنان است “چنانکه در بیان امام عصر (عج)هم آمده است… 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه