چنان زیبا در حال نیایش بود که تمام اطرافیان مجذوب حال خوش او شده بودند.اشک از دیدگان فرو مى ریخت و با کلمات “الهى” با معبود خویش سخن مى گفت ،بلکه نجوای عاشقانه داشت و عبارات از سویدای جان او بر مى خاست و ادا مى شد:خدایا این عزت و شکوه مرا بس که تو پروردگارم هستى و این افتخار مرا بس که بنده تو باشم ؛ تو آنگونه اى که من مى خواهم،مرا آنگونه کن که تو مى خواهى!..از حال معنوى و دعاهایش لذت بردم. صبر کردم تا از نیایش فارغ شود.پیش رفتم و گفتم چه زیبا در حال نیایش بودى،در آن عروج چه دیدى و چه گرفتى و آن عبارات از که بود و آن حال از کجا آمد و اکنون چه توصیه اى برای ما دارى تا ما نیز از این نوع تجارب ناب ،بهره اى داشته باشیم؟
گفت: اى عزیز! این حلوای تنتنانى است ،وصفش تا نخوری نتوانى؛ مزه اش تا نچشی ، ندانى! برو و با آن معبودی که جان تو در اختیار اوست و مهربان تر از هر کسی به توست وحیات و روزى و سلامتى و تحولات و توفیقاتت از اوست،دل بده و قلوه بگیر و نجواکن تا ببینى چقدر این ارتباط زیباست و آن حلوا شیرین! اگر با تمامى وجود با این محبوب مهربان همسخن شوى و او را به صفات زیبایش بخوانى و شرط عبودیت بجا آورى ، او نیز چنان حال خوشى در وجدان تو ایجاد خواهد کرد که با هیچ چیز دیگرى عوض نخواهى نمود.تمام ارزش ما به فهم این معنا از عبودیت و این نیایش ها و دعاهاست (قل ما یعبؤ بکم ربّى لولا دعائکم).او خود ما را به این ضیافت مهر دعوت نموده و فرموده:مرا بخوانید و صداکنید تا پاسختان دهم و اجابت نمایم(أُدعونى،استجب لکم).یک تجربه خود تو از هزار وصف من، بالاتر است…
گفتم:این راه،آموزگار مى خواهد،ممکن است من نتوانم او را به الفاظ و کلمات و عباراتى که او در خور آنست بخوانم و ستایش کنم و چه بسا عباراتم نارسا و ناقص و بشرى و اهانت آمیز باشد.گفت:آرى کاملاً همینطور است، عقل ما از مدح او ناتوان و زبانمان در وصفش الکن است .آن مهربان چون این ضعف ما را مى داند،خود مدح و توصیف و ستایش و دعا را تعلیم فرموده تا آنگونه که خود مى فرماید زبانمان به مدح او باز شود.هم در قرآن کریم و هم در آموزه های سفیران و اولیائش دعاهاى نغز و ناب و نفیسى آموزش داده شده است ،همچون دعاهائى که در قرآن با ربِّ و ربّنا شروع مى شود و یا همین دعائى که خواندم از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام(الهى کفىٰ بی عزّاً ان تکون لی ربّا و کفى بى فخراً ان أکون لک عبداً الهى أنت کما أحب فاجعلنى کما تحب)…
گفتم: چگونه مى شود به مواریث نیایشى و گنجینه های دعائی که از ناحیه خدا یا اولیائش صادر شده دسترسى پیدا کرد؟ گفت : این گنجینه ها در دسترس است،همّت کنى مى یابى! از دعاهای کمیل و سمات و مشلول و مجیر و ابوحمزه و افتتاح و مناجات های پانزده گانه(خمس عشر) و…(که در مفاتیح الجنان است)گرفته تا دعاهائى که در مهج الدعوات و البلد الامین و مصباح و …آمده ،نمونه هائى از این میراث گرانبهاست.مروارید دعائى “صحیفه سجادیه” نیز که نیایش های امام زین العابدین علیه السلام است بر تارک همه نیایش ها مى درخشد و “صحیفه مهدویه” که دعاهای رسیده از صاحب الزمان سلام الله علیه است،آموزگار لحظات ناب نیایشی ماست…