بحث بر سر “عقل بود که چیست؟هرکس چیزى مى گفت و جمع به نتیجه نمى رسید.
استاد آمد و از او پرسیدند: راستى تعریف این عقل،چیست؟
استاد گفت:از تعریفش بگذرید که دیگران هم در آن مانده اند ! بلکه در ماهیتش صحبت کنید که همه در آن متفقند: عقل،یک چراغ روشن در جان ماست که همه دریافت ها و فهم ها و کشف های ما در پرتو نور آن صورت مى گیرد ؛ همان که انسانیت ما و تمایز ما از دیگر موجودات به آن است ؛ همان که ،تکلیف، مسئولیت ،پاداش و مجازات از آن نشأت مى گیرد ؛ اگر عقل نبود،لازم نبود در هیچ دادگاهى حاضر شوید و به کسی پاسخگو باشید و از چیزى بهراسید و دغدغه اى داشته باشید ؛ منشأ همه تکالیف،تعهدات،امتیازات،پاداش ها و تنبیه ها،وجود عقل در نهاد آدمى است.عقل-یعنى همین گوهری که انسانیت ما به آن است-آن چنان شریف است که خداوند وقتى آن را آفرید،فرمود:بخاطر وجود توست که ثواب مى دهم و عقاب مى کنم(بک أُثیب و بک أُعاقب)…
یکى از دانشجوها پرسید: کارکردهای عقل چیست؟
-:عقل چندین نقش دارد:چراغ است که با آن امور را مى بینید و تشخیص مى دهید؛ترازو و میزان است که با آن امور را مى سنجید و قضاوت مى کنید؛ ابزار تفکر است که در امور بیاندیشید؛هشدار دهنده است تا بر اثر غلبه هوس ها نلغزید؛راهبر شماست وقتى بر سر چند راهى ها قرار مى گیرید و باید یک راه را انتخاب کنید…و خلاصه یک پیامبر الاهى در درون شماست که شما را به مقصد برساند…
-:اگر اینطور است که مى گوئید، پس چرا اینهمه افراد گمراه و خطاکار و مجرم وجود دارد در حالیکه همه عقل دارند؟
-: همه عقل دارند اما بعضى از آن استفاده نمى کنند و به حرفش گوش نمى دهند مثل پزشکى که سیگار مى کشد در حالیکه عقل و علم او را از این کار باز مى دارند.مهم پیروی از فرمان عقل و دیدن در پرتو عقل و کاربرد آن است.عقل، بزرگترین موهبتى است که به ما داده شده نباید هیچ جا آن را کنار بزنیم و خود را از روشنای آن محروم کنیم.
-: عقل،در مورد خدا چه مى گوید؟
-:عقل به آیات الاهى (مثل آسمان ها و دریاها و موجودات و همه طبیعت از جمله خود انسان) نگاه مى کند و قضاوت مى کند که اینها مصنوع هستند و صانعى دارند.از او مى پرسیم:آن صانع چیست و کجاست و چگونه است؟مى گوید من توانائى توصیفش را ندارم چون او را ندیده ام ولی مى دانم که هست. چنانکه با دیدن دود پی به آتش و با دیدن اثر پی به موثر مى برم.فطرت هم به کمک عقل مى آید و بر اثر هدایت این دو،باور مى کنید برای همه این آیات که جملگى مصنوع اند، صانعى هست اگر چه زبانتان در وصف او ناتوان باشد.پیامبردرون شما یعنى عقل شما را به خدا باورمند مى سازد.
-:با وجود این پیامبر درونى (عقل)که در همه هست ،دیگر چه نیازی به پیامبر بیرونى و انبیاء داریم ؟ آیا عقل برای انسانها کافى نیست؟
-: نه،کفایت نمى کند؟انبیاء کارکردهای دیگری که مکمل کارکردهای عقل است، دارند مثل آوردن وحى و شریعت و برنامه زندگى و خبر از غیب جهان و عوالم دیگر و جهان پس از مرگ و معارف شگفت از ابتدای آفرینش تا پایان آن و تعلیم و تربیت و رشد و تعالی انسان و ده ها کارکرد دیگر…
خلاصه ،هر دو پیامبر لازم است!