گریه مى کرد و مى گفت:خدایا ،مى خواهم به رتبه بالائى از شناخت برسم ؛عارف شوم؛ مگر نفرمودی هدف از خلقت عبادت است و عبادت جز با شناخت خدا به ربوبیت و شناخت خود به بندگى و عبودیت حاصل نمى شود؟ مگر نفرمودی بخوانم:اللهم عرفنی نفسک؟من تشنه عرفانم،آن را کجا بیابم؟داعیه داران عرفان زیادند؛نزد کدامیک از آنان بروم؟یکى عرفان را در ریاضت و ترک و انزوا و درویشی و خاکسارى، دیگرى در همه خدائى و تکثر گرائى،یکى آن را در درس و مدرسه و دیگرى در رهائى از بحث و مباحثه؛یکى آن را در اشتغال دائم به فرائض و نوافل ،دیگرى در رهائى از ظواهر و مناسک؛ یکى در جذبه و عشق و سلوک و خرقه و کشکول ،دیگرى در تحقیق و تدقیق و غور در اصول، معنا مى کند؛کدامیک از آنها به عرفان حقیقى مى انجامد؟خدایا ،خود مرا به راه حقیقى عرفان،هدایت کن…
گفتمش ای طالب راه عرفان و سالک طریق ایمان،او خود راه حقیقى عرفان را به تو نمایانده است،چرا اطاعتش نمى کنى؟ گفت: کجا؟ گفتم: در دنباله همان دعا که خواندی(اللهم عرفنى نفسک)فرموده است :اللهم عرفنى رسولک و نیز اللهم عرفنى حجتک… یعنى عرفان را در خانه پیامبر و امام جستجو نما ! برو و در دعای عرفه سیدالشهداء ،عرفان را پیدا کن؛ درنگى در ادعیه صحیفه زینت عابدان کن و حقیقت عرفان را آنجا بیاب؛در مدرسه قرآن و روایات امامان غور و غوص کن تا عارف حقیقى شوى؛ چرا در تب و تابى؟از چه پریشانى؟ راه روشن است چرا سرگردانى؟!جستجوى عرفان از طریق غیر امامان ، عین جاهلیت شمرده شده(من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه)…
گفت :پس چرا کسانى براى عرفان سراغ حلاج و جنید و ابن عربى و قیصرى و فنّارى وشمس و مولوى و…رفته اند؟آیا از آنان عرفانى حاصل مى شود؟گفتم :پندارى از غیر باب مدینه علم، بابى به عرفان باز خواهد شد؟یعنى خدا به دیگران معرفتى مى دهد که به حجت ها و سفیران و برگزیدگان خود که مأمور به هدایت خلق شده اند،نداده است؟ اینکه از دهان و بیانشان ،همه خدائى و أنا الحق و آنا الله در آید عین جهل نیست که عرفان نامیده اند؟ آیاعین نادانى نیست که فقیر را غنى و عبد را حق و مریض را طبیب و ضعیف را قدیر و ذلیل را عزیز جا بزنند و شعر و نثر را از این اباطیل پر کنند و در کتاب ها و رسانه ها جار زنند و به خلق الله قالب کنند و نام آن عرفان نهند… ؟!
گفت: از زلال عرفان شان مرا سیراب کن! گفتم : به چشمه سار معارف شان درآی،خود سیراب مى شوی . نیاز به واسطه و مرید و مرادی نیست؛ گذرى کن به سیره و سخن آنان که عین معرفت است،این بار با دعاى عرفه ای همراه شو، افتتاح و ابوحمزه و کمیل و مشلول بخوان و امواج عرفان را در آنها به وضوح ببین؛ در مبانى اعتقادی به آثار کلینى و صدوق و بحار و وسائل و …بنگر که معارف آنان را از مبدأ تا معاد، در روایات نقل کرده اند و بدینگونه اندیشه خود با انوارشان روشن کن.با امام عصر خویش ،حضرت صاحب الزمان علیه السلام پیوند قلبى و حقیقى بگیر که او به اذن و ولایت الاهى و مقام خلیفه اللهى، علوم و معارف را بر قلبت بتاباند که العلم نور یقذفه الله فى قلب من یشاء…