روح نیایش

 
 
 
 
 
یک لحظه خود را رها کن از بند زمین و قید زمان و پرواز کن در ملکوت دعا و اقتدا کن به زینت عابدان و مولای ساجدان و با گل واژه های او سبکبال بالا و بالا برو و با خدا در خلوت نیایش به نجوا و مناجات بنشین و در لذتى جاودان هم نوا با فرشتگان و کروبیان تا عرش اجابت  سفر کن و جان خویش را با دعاهای آن مولاى ساجدان سرشار از شور و نشاط ساز و بگو با آن قله عبودیت که مرا با صحیفه سجادیه ات کارهاست ای  پیشوای مردم و خورشید چهارم ، در لحظه لحظه زندگى!
 
من فرزدق هستم  – شاعر یگانه دوران –  که آن اشعار حماسی جاویدان را در ثنای سید الساجدین در حضور حاکم جائر زمان هشام بطور فى البداهه سرودم که تجاهل او را که ادعا کرد امام را نمى شناسد و بدین وسیله خواست تا حقارت خود را نزد اطرافیان بپوشاند،پاسخ داده باشم و در آن لحظه با گفتن این اشعار از جان خود گذشتم:تو او را نمى شناسی نشناس ، سرزمین بطحاء و مکه او را می شناسد.بیت و حلّ و حرم او را مى شناسد(هذاالذی تعرف البطحاء وطأته/و البیت یعرفه و الحلّ و الحرم…)و زلزله در ارکان شوکت دروغین آن ستمگر افکندم که دید چگونه مردم آن موج نور را احترام کردند و راه دادند تا استلام حجر نمود و هشام را وقعى ننهادند!
 
کربلا ،  تنها گوشه ای از عظمت اوست تا شاهد مظلومیت آل الله باشد و در دشوار ترین شرایط با خطبه آتشین در شام،رسوائى ظالمان را صلا زند و با شیوه ماندگار اشک و مرثیه و عزا در همه عمر، نهضت را بیمه کند.اما او امام است و امام ،راهنمای خلق و أسوه الاهى.او راهبر عبادت و توسل و نیایش شد تا همه عابدان و ساجدان را درس عبودیت برای عروج به لقاء الله  آموزد:نور حق می دمد از مشرق سجاده‌ی تو / چه شکوهی ست در این زندگی ساده تو…ارباب دعا چشم گشودند به سویت/خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو/ تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی/تو روح دعا، بال دعا، قلب دعایی /مصحف بود از فاطمه و از تو صحیفه…
 
او را با فرزندش بقیه الله علیه السلام ،پیوندهاست و دعاها و نجواها.هر روز یادش کرده است تا با ظهورش زخم کربلا را در دل خون نشسته آل الله التیام دهد.یک نگاهش هم به استواران بر ایمان در دوران غیبت است و در باره آنان فرمود:کسی که در زمان غیبت قائم ما ـ علیه السلام ـ بر ولایت ما ثابت و استوار بماند، خداوند به او پاداش هزار شهید مثل شهیدان بدر و احد عطا می­ نماید و در جای دیگر فرموده است:اهل زمان غیبت او که قائل به امامت او و منتظر ظهور او باشند، برتر از مردمان هر زمان دیگر می­ باشند، زیرا خدای تبارک و تعالی به آنها آن قدر عقل، فهم و شناخت عطا فرموده که غیبت امام در پیش آنها چون زمان حضور شده است. خداوند اهل آن زمان را همانند مجاهدانی قرار داده که در محضر رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ شمشیر بزنند، آنها مخلصان حقیقی و شیعیان واقعی و دعوت کنندگان به دین خدا در آشکار و نهان می­ باشند…
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه