غریق

 
 
 
 
 
گفت: در مجلسی بودم که صحبت دعای غریق بود، برایم سوال شد که دعای غریق چیست و چرا به این نام،نامیده شده است.گفتم معنای غریق را مى دانى؟ گفت: غریق در آب شنیده ام اما به لغت مراجعه نکرده ام. گفتم:
 
 “غریق ” ، در افتاده و فرو رفته و قرار گرفته در دریا یا محیطی فراگیر و پوشاننده را گویند که همه وجود شخص را فراگرفته است و نوعاً برای فرو رفته در آب به کار مى رود ؛اگرچه بطور استعاره و مجاز گاهى هم برای فرو رفته در نور و رحمت و نعمت به کار رفته است مثل غریق دریای رحمت و نعمت و نور و فضل حق شدن و یا غریق شبهات و اضلالات و گمراهى ها گشتن…اما بطور معمول کسی را غریق گویند که در تلاطم طوفان و امواج سهمگین آب و دریا فرو رفته و اسیر شده و نیاز به دستگیره و پناه و نجات بخش دارد.معنای مجاز هم برگرفته از این معناست.
 
گفت:دعای غریق چیست؟ گفتم:دعائى است منقول از امام صادق علیه السلام که فرموده اند:به زودى شرایط سخت شبهه  شما را فرامى گیرد بدون آنکه امام هدایتگر و پرچم نجات بخش در دسترس شما باشد.در این هنگام،کسى نجان نمى یابد مگر آنکه به دعای غریق خدا را بخواند.راوى مى گوید عرض کردم آن دعا چیست؟ امام فرمودند:مى خوانى: “یا الله ، یا رحمن ،یا رحیم ، یا مقلّب القلوب، ثبّت قلبی على دینک” ،می گوید من اینگونه تکرار کردم: یا مقلّب القلوب والأبصار، ثبّت قلبی على دینک ، حضرت اعتراض فرمودند که: خدای عزوجل،مقلب القلوب و الابصار هست اما دعا را همانگونه که من خواندم بخوان و بگو:”یا الله یا رحمن یا رحیم یامقلّب القلوب ، ثبّت قلبی على دینک “. 

 

گفت:پس غریق در اینجا به معنای مجازی به کار رفته ،یعنى کسی که بخاطر غیبت امام در معرض انبوه فتنه ها و شبهه های اعتقادى قرارگرفته و از امامش هم دور افتاده است؟ گفتم :آرى، و او در این شرایط سخت به دعا چنگ می زند و از خدا ثبات بر ایمان و اعتقاد مى طلبد.خداوند نیز قلبش را قوت و ثبات می دهد و راهنمایانى نیز سر راهش قرار می دهد تا او را از زلزله فکری نجاتش دهند.همین جا نقش هدایتى منتظران و مرزبانان آشکار می شود تا همچون عابدان،به حفظ خویش قناعت نکنند و تلاش کنند دیگران را هم دستگیری کنند و غریق ها را نجات دهند، به قول سعدی در فرق عابد و عالم :گفت آن گلیم خویش بدر می برد زآب/ وین سعى مى کند که رهاند غریق را…
 
گفت: چرا حضرت به راوی برای افزودن یک کلمه به دعا اعتراض نمود؟ گفتم:نکته بسیار جالبى در همین اعتراض حضرت نهفته بود.ما حق نداریم در دعاهای مأثور از پیشوایان حق،دخل و تصرف کنیم.هر دعا از بار معنوی و تأثیر خاص کلمه ها برخوردار است که در همان ترتیب و عبارت،تأثیر می بخشد که حکمتش بر ما پوشیده است،تغییر آن کلمات، آن اثر را نخواهد داشت.این هشدار امام ،به همه ما آموخت در دعاهای وارده از معصومین،دخل و تصرف نکنیم.گفت: آموختم که در غیبت مولایم ، خود را با این دعای شریف از هرگونه غرق و هلاکت برهانم…
 
 
 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه