چرا واژه هایی همچون ورع و تقوی،معادل دقیقى در فارسى ندارند؟ گاهى آنها را به پارسائى،گاهى پرهیزکارى و گاهى پرواپیشگى و نظیر اینها ترجمه می کنیم .شاید عمق این واژه های قرآنى،برای عرب زبانان عادى هم خیلی شفاف نباشد و باید آنها را در یک جمله تعریف نمود: “یک انضباط فکرى و عملى مداوم بر اساس ناظر دانستن خدا و مراقبت دائمى از خویش برای رعایت دستورات الاهى”.این تعریف مبسوط از تقوی و مترادفات آن همچون ورع،شاید نزدیک کننده محتوای آن واژه ها باشد.این تعریف از آن جهت اهمیت دارد که اگر بخواهیم فقط یک توصیه برای شخص مومن ذکر کنیم،بر اساس متون دینى ،می توانیم بگوئیم:تقویٰ یا ورع…
این آیه مشهور قرآنى را همه ما شنیده ایم: همانا گرامى ترین شما نزد خدا، با تقوى ترین شماست:(إنّ اکرمکم عندالله اتقیٰکم).در مقدمه این آیه شریفه خداوند می فرماید:ما شما را از یک زن و مرد آفریدیم و سپس گروه ها و قبیله ها قرار دادیم، همانا گرامى ترین شما نزد خدا، با تقوى ترین شماست.به تحقیق می توان گفت: یکى از پرشمارترین واژه های قرآن،همین واژه و ترکیبات و مترادفات آن باشد.اصولا همه ادیان و شرایع و رسولان و امامان آمده اند که بر همین واژه تاکید نموده و مردم را به این مفهوم دعوت نمایند و به این کمال برسانند…
امام عصر ارواحنا فداه نیز، همه دوستان و منتظران خویش را به تقوی فراخوانده و می فرمایند: هر که ما را دوست دارد، باید به کردار ما عمل کند و از تقوىٰ مدد گیرد ؛ چرا که تقوىٰ ، بهترین مددکار در امر دنیا و آخرت است:
(مَن أحَبَّنا فَلیَعمَل بَعَمَلِنا ، وَلیَستَعِن بِالوَرَعِ ، فَإِنَّهُ أفضَلُ مایُستعانُ بِهِ فی أمرِ الدُّنیا وَالآخِرَهِ ).
این سخن ،خیلی صریح و شفاف ، هم تکلیف مدعیان محبت امام علیه السلام را روشن می نماید و هم نشان می دهد که خود امام، نماد کامل و بالاترین أسوه تقوى است که همه باید به ایشان تأسّى نمایند و نیز تأکید می نمایند که بهترین وسیله ای که منتظران برای وصول به سعادت دنیا و آخرت مى توانند به آن متوسل شوند،تقوىٰ است…
امام صادق علیه السلام نیز در حدیث مشهوری بر همین نکته تأکید فرموده اند:هرکه شوق یاوری قائم (ع)را دارد باید انتظار پیشه کند و عملش بر اساس تقوی و ورع و حسن خلق باشد…
در نهایت در یک کلام باید گفت:
امام در انتظار یاورانى با تقوىٰ است؛ و یا : یاورانى با تقوىٰ ، منتظران حقیقی امام اند!