دوستان

 
 
 
 
 
بدون دوست ، هرگز! یادش بخیر ایام کودکى،دوستانى داشتیم خالص ،صمیمى ، یکرنگ و بی غل و غش، حتى دعواهامان هم جدی نبود و بعد از ساعتى دوباره آشتى بود و ادامه بازی! دوستى های سالهای بعد رنگ و بوی دیگرى داشت،انتخاب دوست صادق و صمیمی آسان نبود،معدود دوستانى که به زحمت یافته بودیم بخشی از زندگى ما بودند.کنار آنها دلگرم بودیم؛از هم چیز یاد می گرفتیم ؛در غم و شادی هم شریک بودیم ؛ یاور یکدگر مى شدیم؛ مواظب هم بودیم…انسان بدون دوست،بدون مونس و بدون رفیق همراه، هرچه هم داشته باشد،فقیر است!
 
وقتى شنیدم یکی از دوستان خوبم به ناگاه در اثر یک بیماری پرکشید،انگار تکه ای از وجودم رفت.تا مدتى حال عادی نداشتم.خاطرات با او همدم من بود: چه درس ها که از او آموختم؛چه فداکاری ها که از او دیدم؛چه کمک ها که از او گرفتم ،چه نکته ها که از او شنیدم ، چه وفاها ،خلوص ها و گذشت ها که از او دیدم و حالا جای خالیش پر شدنى نیست.هزار دوست خوب هم که داشته باشی،کم شدن یکی از آنها ضایعه است و جایش خالی می ماند…
 
کاش کسی به نسل امروز یاد دهد آئین دوست گزینى و دوست یابى را، دوست خوب می تواند شما را تا اوج ملکوت بالا برد و دوست بد تا حضیض شقاوت سقوط دهد.دوست با ایمان، بر ایمان شما می افزاید و دوست بی ایمان، ایمان شما را متزلزل می کند.همسر شما هم می تواند دوستی باشد که همدل و یاور و رفیق راه شما در نیکی ها باشد.به قول یکی از دوستان، ما بهترین دوستانمان را در کلاس ها و نشست های دینى پیدا کردیم و بعد در مسیر خدمت دینی و مرزبانی مهدوی ،این دوستی ها را استوارتر ساختیم. همسران ما نیز در همین راه به ما پیوند خوردند و فرزندان ما هم طبیعتاً به همین شیوه خواهند بالید.عطر ایمان از این دوستی ها در رگ و پوست ما دویده است …باید این فرایند دوستی را فراگیرتر کنیم تا از ضایعات دوستی های بی پایه در امان مانیم…
 
از دوستان درگذشته خود یاد کنم:یکی از همین دوستانم ،شهید نام آشنائی از خیل شهیدان نامدار وطن بود که با او در محله و مدرسه و هیأت قائمیه بودیم و بهترین خاطراتمان وقت هایی بود که برای طاق نصرت های باشکوه مسجد صدریه به مناسبت نیمه شعبان همراه می شدیم و بعدها در شور مرزبانی مهدوی پرتلاش تر شد تا اینکه دست تقدیر او را به دفاع مقدس کشاند و سرفرازانه به دیدار مولایش شتافت…دیگری اهل قلم بود و کتابى مهدوی  از او به یادگار ماند؛دیگری استادی بود بی بدیل در تدریس و خطابه و قلم که هزاران جان را باقلم و بیان با امام آشنا نمود؛دیگری و دیگری که هریک هنری داشتند و خدمتگزار بودند.بعضی از آنها پرکشیدند و رفتند و بعضی هستند و موفق به خدمت اند و شوقشان کسب رضایت مولایشان است(فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر)…
خدا را بخاطر اعطای ثروت عظیم دوستان مهدوی ،هماره باید شکرگزار باشیم…
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه