همه مردم شهر/ بانگ برداشته اند/ همه چیز است گران/ جنس موجود ولی ارزان نیست/ درد موجود ولى درمان نیست/ بهر انبوه جوانان وطن/ کار و آب و نان نیست/ولبی خندان نیست/ و به غیر از انسان/ هیچ چیز ارزان نیست/و کسی فکر نکرد / که چرا ایمان نیست/ هرکجا می نگری/ ردپائى بجز از شیطان نیست/ نزد ما گرچه مسلمان هستیم/ لیک مهجورتر از قرآن نیست؟…
ارزانى وقتى است که وفور نعمت است و قدرت خرید ، بالاست و انصاف حکمرواست و در نقطه مقابل ، گرانى و قحطى و بی انصافى،عذابی است مردم گداز…آیا بین اینها و معنویات(تنگى معیشت و ایمان)می توان ارتباطى تعریف نمود؟ قرآن می فرماید: “اگر اهل قریه ها ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمان و زمین را بر آنها خواهیم گشود اما تکذیب کردند و بخاطر این رفتارشان آنها را دچار عذاب کردیم”.
اصل بر این است که ایمان و تقوىٰ ،در رزق و روزی موثر است مگر آنکه اصلی دیگر حاکم باشد و آن آزمون است که خداوند گاهى برای آزمایش کافران و بدکاران،از ابزار تمکن و ثروت و لذائذ دنیوى، بهره مى گیرد که این البته نباید افراد کم ایمان را فریب دهد و چشمشان را خیره نماید (که چرا کافران در تنعم اند و مومنان در تنگى و عسرت) بلکه بدانند که رزق الاهى نیکوتر است و ماندگار (وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَهَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَأَبْقَى) …
وقتى ایمان انسان به خدا ضعیف می شود می خواهد از هر روشى حتى غیر مجاز و حرام برای تمکّن استفاده کند و این به احتکار و اختلاس و کم فروشی و بی انصافى می انجامد و نتیجه اش بهره کشی از آدم ها و کمبود و گرانى و قحطى می شود. یکی دیگر از عوامل تشریعى که در تکوین و قحطی نعمت ها مؤثر است بی عدالتى قاضیان و صدور احکام ظالمانه است که منجر به خشکسالی و کم شدن باران می شود(من تلک الفتیا تمنع السماء قطرها)…
در حکومت عادله امام عصر ارواحنا فداه که رویکرد همگان عبودیت است(یعبدوننى لا یشرکون بی شیئا) آنقدر وفور نعمت است که فردی نیازمند زکات پیدا نمی شود و آسمان و زمین برکات فراوان خویش را برای مردم می گسترند و اثرى از محتاج و فقیر نیست. حتى کارکرد پول احتمالاً از بین می رود و افراد مایحتاج خود را از یکدگر بدون هیچ مانع و رادعى تهیه می کنند و آن دوران،پایان چکنم چکنم ها و گرانى ها و قحطی نعمت هاست! روزگار پایان نا امنى و شکستن قفل هاست. بر در هیچ مغازه ای قفلی نیست زیرا امنیت فراگیر ایجاد شده و قفل از ذهن ها و اندیشه ها و اموال باز شده و همه الاهى و معنوى و با ایمان شده اند(ولیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننى لا یشرکون بی شیئا)و بر لبهاست لبخند و شکرانه و یاد خدا…