دانشگاه

 
 
 
 
 
با افتخار گفت: فرزندم به دانشگاه می رود؛ من دو فرزند دانشجو دارم؛ برادرم پزشک است؛عمویم معاون دانشگاه است؛من هم دوست داشتم تحصیلاتم را تا آخر دنبال کنم اما مسئولیت های زندگى نگذاشت؛کاش با دوره های غیر حضوری به آرزویم برسم؛ نباید از مردم دیگر کشورها در علم و تکنولوژی ومهارت عقب بمانیم؛این کشور را چه کسی باید ارتقاء دهد؟ بیگانگان که برای ما کارى نمی کنند حتى به دانشجویان خارجى،علوم کلیدى را نمی آموزند…
 
پس از دوره آموزش های عمومی،این تحصیلات تکمیلى دانشگاه و مراکز آموزش عالی و فنى و حرفه ای است که کارشناسان و متخصصان برای اداره کشورها را تربیت می کند.هر چقدر نیروهای شایسته تری اداره امور مردم را بدست گیرند راه رشد و آبادانی هموارتر خواهد بود به شرط آنکه دانش با تعهد(یعنی غیرت خدمتگزارى و مسئولیت شناسى)همراه باشد. در واقع دانشگاه ،مدرسه سازندگى برای جوانان کشور است برای واجدیت تخصص و تعهد.
 
به خاطر غفلت ما یا طراحى دشمنان، دوره هایی از زمان، بخش هایی از دانشگاه ها لانه افرادى بی دین یا ضد دین گردید و خسارات زیادی به بار آورد و به این گمان میدان داده شد که دین میانه ای با علم ندارد.این تهمت ناروا اگرچه با اندک پژوهشى در منابع دینى،بر طرف می شد اما سالها طول کشید تا آثار آن القائات از بین برود.خروجى های آن دوره ها وقتى مشغول به کار می شدند با ظرفیت اجتماعى جدید خود، بین کارکنان، همان گمان ها را دامن می زدند…پس از بر طرف شدن آن فضا،اکنون نوبت تربیت نسل متخصص و متعهد است که وظیفه اولیای آموزش عالى است.همه مدیران،مربیان ، دانشجویان و خانواده ها براى وصول به این هدف مسئولند.
 
غفلت از دانشگاه ،غفلت از آینده کشور است.می توان در دانشگاه،منتظران موعود جهانى ساخت که با تکیه به دانش و تخصص و ایمان شان وقتى جذب جامعه شوند، با خدمت و آگاهى بخشی وتأثیر گذاری،یک گام دوران ظهور را جلو بیاندازند و می توان غفلت کرد تا این فرصت در اختیار لائیک ها و سکولارها و فرقه های انحرافى قرارگیرد و اصل باورها زیر سؤال رود.چشم صاحب الزمان(ع)نگران است تا دانشگاه ها به جای آنکه مهدوی باشند،لانه گرگ هایی شود که در کمین جوانان ما نشینند و تک تک یا گروه گروه آنها را بلغزانند.ندای “هل من معین” ایشان را چه کسانی باید لبیک گویند؟!
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه