تقیّه

 
 
 
 
عمار، آشفته و پشیمان و گریان، نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد زیر شکنجه های کفار، طاقتم تمام شد و مجبور شدم کلمات کفرآمیز که آنها می خواستند بر زبان آورم و چون گفتم،مرا رها کردند اما اکنون پشیمان و شرمنده ام.پیشتر ،پدر و مادر او زیر همین شکنجه ها به شهادت رسیده بودند.این هنگام، آیه بر پیامبر نازل شد:”هرکس بعد از ایمانش به خدا کافر شود، گرفتار غضب و عذابی عظیم از جانب خدا خواهد شد مگر کسی که مجبور به اظهار کفر شود در حالیکه دلش مطمئن به ایمان است(الّا من أکره و قلبه مطمئن بالایمان)”. پیامبر از او پرسیدند آن کلمات فقط بر زبان تو جارى شد یا قلبت هم گواهى داد؟عرض کرد نه قلبم با شماست. فرمودند:اگر دوباره نیز با چنین موقعیتی روبرو شدی همان کن که کردى.داستان مومن آل فرعون که در دربار فرعون موقعیتی داشت ولی ایمانش را ظاهر نمی ساخت نیز شبیه همین است( و قال رجل من آل فرعون یکتم إیمانه).از دیگر مصادیق قرآنی برای این موضوع استثنا کردن موارد تقیه از اصل عدم جواز پذیرش ولایت کفار است (الّا ان تتّقوا منهم تُقاهً)…

 علمای لغت و حدیث معانی متعدد برای تقیه، ذکر کرده اند که به بعضى از آنها بدون ذکر قائل اشاره می کنیم: استتار و خود را از دید دشمن مخفی کردن؛ خوددارى از اظهار عقیده و مذهب و رهانیدن خویش از خطر یا ضرر مالى یا جانى یا آبروئى  بر خلاف وظیفه اولیه شرعیه،ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف نظر قلبی خود؛پرهیز از خطر و اجتناب از دشمن و خود را در پناه چیزی حفظ نمودن و مخفی کردن اعتقاد به قصد حفظ جان از آسیب دشمن؛ پنهان کردن و پوشاندن حق در برابر مخالفان به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی؛نگاهداری خود از صدمه دیگری از راه ابراز موافقت با او در گفتار یا رفتارِ مخالف حق…

 تقیه ،جایگاه محکمی هم در قرآن و هم سیره پیامبر و معصومین علیهم السلام دارد و در روایات بر آن بسیار تاکید شده و حتی فرموده اند: تقیه، دین من و پدران من است و دین ندارد کسی که تقیه ندارد(“التقیه دینی و دین آبائی” و “لا دین لِمن لا تقیهٓ له”). امام باقر(ع) فرمود: “تقیه برای این مشروع شده که نیروها به هدر نرود و خون ها محفوظ بماند”.تقیه بر دو قسم است: خوفی و مداراتی(تحبیبی).تقیه خوفی این است که انسان برای حفظ جان و آبروی خویش، دین و مرام خود را از دشمن مخفی دارد و اگر لازم شد مانند مخالفان زندگی کند و شکل عبادت را مانند آنان انجام دهد. تقیه مداراتی(تحبیبی) این است که گاه انسان برای جلب محبّت طرف مقابل، عقیده خود را مکتوم  دارد تا بتواند او را برای همکاری در اهداف مشترک جلب کند و راهی برای هدایت باز نماید و صبورى کند تا شرایط مناسب برای رسیدن به آرمان ها فراهم شود…

 دوران غیبت امام عصر ارواحنا فداه،با توجه به قلّت مومنان و کثرت دشمنان و غلبه کفار و معاندان، دوران تقیه شمرده شده است.در این دوران،تقیه سپر محکمی است برای مقابله با اضمحلال و نابودی مومنان که هدف کفار و معاندان از آغاز اسلام تا به حال بوده است.امام رضا سلام الله علیه فرمودند:”کسی که از گناه نپرهیزد، دین ندارد و کسی که تقیه نداشته باشد ایمان ندارد، همانا گرامی ترین شما نزد خدا کسی است که به تقیه بیشتر و بهتر عمل کند.گفته شد: ای فرزند رسول خدا! تاکی؟ فرمودند: تا روز وقت معلوم، که همان روز ظهور و زمان قیام قائم ما اهل بیت است”.لادین لمن لاورع له، و لاایمان لمن لا تقیه له، ان اکرمکم عند الله اعملکم باالتقیه، فقیل له: یابن رسول الله! الی متی؟ قال: الی یوم الوقت المعلوم، و هو یوم خروج قائمنا اهل البیت “.

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه