چیست این “چرخ “یا “چرخ گردون” که از سوی بعضی شاعران نکوهش شده و منشأ همه نابسامانی های جهان. معرفی شده است ؟:( اگر دستم رسد بر چرخ گردون/از او پرسم که این چند است و آن چون/یکی را می دهى صدناز و نعمت/یکى را نان جو آغشته بر خون ) ویا (چرخ گردون ار دو روزی بر مراد ما نگشت / دائما یکسان نباشد حال دوران،غم مخور ) و یا (زشیر شتر خوردن و سوسمار/عرب را به جایی رسیده است کار/که تاج کیانی کند آرزو/تفو بر تو ای چرخ گردون تفو !)...
منظور از چرخ گردون،آسمان و افلاک است . در فلسفه قدیم همه امور را به حرکت افلاک نسبت می دادند و برای جسم افلاک ،روح و نفسی به نام نفوس فلکیه قائل بودند که آنها تدبیر امور جهان می کردند و همه چیز به چرخش و گردش آنان بستگى داشت.این بود که منشأ رویدادهای بد و خوب را چرخ گردون می شمردند.افلاک را هم طبق هیأت قدیم (هیأت بطلمیوسى) تعریف می کردند که زمین ثابت است و خورشید و افلاک گرد آن می چرخند.نتیجه ورود این تفکر در فرهنگ و ادب نسبت دادن همه تغییرات به چرخ گردون بود که متأسفانه هنوز هم در میان عده ای رواج دارد!
در فرهنگ دینی،این خرافات نکوهش شده و کاهنان و منجمان که چنین خرافات رابپراکنند مورد تکذیب و لعنت قرارگرفته اند. در قرآن و روایات به درستى، رویدادهای جهان به دوگانه تدبیر الاهی و اختیار انسان نسبت داده شده است.خداوند مدبر جهان است و او انسان را اختیار بخشیده که تصرفاتی در جهان انجام دهد وآدمی در این افعالش آزاد است و فعلش به خود او نسبت داده می شود و لذا ثواب و عقاب او معنی پیدا می کند.فعل نرون و هیتلر و صدام و ظالمان دیگر به خودشان مربوط است و به حرکت افلاک و یا حتی خدا نسبت داده نمی شود و گرنه جبر پیش می آید و ساحت قدس ربوبی از جبر و ظلم منزه است . این معنا هم با وجدان و عقل فطری انسان و هم متون دینی، سازگار است.
در عین آزادی و مالکیت انسان برای افعال اختیاریش،خداوند از تقدیر و تدبیر و أملکیت منخلع نیست و تقدیر جهان از آن اوست که مستقیماً یا از طریق ایادی و خلفائش انجام می پذیرد.این است که در هر شب قدر، مقدرات آن سال به حجت خدا -اکنون امام عصر ارواحنا فدا- عرضه شده و به امضای او که خلیفه الله است می رسد.بنابر این برای تغییر تقدیر فقط به خدا باید مراجعه کرد که تنها اوست مقلب قلوب و مدبر امور و محوّل احوال!