همی حیران و بی سامان و پژمان حال گردیدی/چو عقلت بازماند از حل مشکل های روز افزون!
سرگشته، فرومانده،بی سامان ، پژمان حال، گم کرده راه،از خود بی خود شده، در جهل فرومانده و درمانده را “حیران “گویند. هیچ چیز همچون حیرت ،انسان را نمی آزارد چون نمی داند وظیفه چیست؟بنشیند یا برود یا توقف کند و به کدام سو رود و به که اعتماد کند و با چه کسی همراه شود؟ راستی آیا شما حیران شده اید؟ به گاه حیرت ، چه باید کرد ؟
بسیاری از حیرت ها در تشخیص راه درست از نادرست ، ناشی از عدم آگاهی است و از طریق پرسش و جستجو و تحقیق برطرف شده و مشاوران و آموزگاران و تجربه داران، چاره جویی می کنند .کافی است از آنها بپرسید و راهنمایی بخواهید و نسخه آنهارا بپیچید.در یک کلام ، جهل عامل اساسی حیرت است و در نقطه مقابل،علم است که همچون یک نورافکن مسیر را روشن می کند و راه درست را نشان می دهد.علم و دانش و آگاهی ،حیرت زُدایند.
اما خروج از بعضی حیرت ها بسیار دشوار است و درماندگی انسان عمیق تر.تشخیص راه درست در شرایطی که بزرگانی در راه لغزیده و هرکدام روشی را برگزیده اند و انسان نمی داند کدام مشی را انتخاب کند،درماندگی و حیرت می آورد.انسان حیران در این شرایط ،فقط می تواند از سویدای دل به هادی زمان حضرت صاحب الزمان (ع)متوسل و متمسک شود تا او تصرفی در جان او نماید و راه صحیح را نشان دهد و دستگیری نماید.
حکایات گم کرده راهان در بیابان های حیرت علمی و حیات معنوی یا زندگی و حیات ظاهرى را خوانده ایم که از سویدای جان و اضطرار حقیقى آن یکه تاز اقلیم وجود و “فارس حجاز” را صدا زده اند و با دستگیرى آن فریادرس،از حیرانی نجات یافته اند.شگفتا و دریغا اگر کسی چون او دستگیر و راهنمایی را داشته و باز در حیرانی مانده باشد که خدای مهربان،او را برای همین حیرت زدائی ها حجت خویش نموده و هدایت انسان ها را به کف با کفایت او سپرده است…