چشم تیز بین هم که داشته باشى،وقتی هوا گرفته و غبار آلود است شاید تا چند قدمی خود را هم نبینی؛ بادی وزیده است و طوفانی یا گردبادی آمده است که همه گردها و غبارها و خاک ها را به فضا برده و همین گردهای ریز که وقتی روی زمین است در تسخیر گام های شماست و برآنها پای می کوبید حالا چنان قدرتی پیدا کرده که جلو دید شما را گرفته و مانع حرکت شما بلکه تنفس شما شده است! وقتی هم بر شیشه پنجره ها یا لباس و ظروف و خوراکی ها بنشیند زندگی را مختل کرده و شما چاره ای جز “قیام به غبار روبی ” نخواهید داشت…
تا وقتی گرد و غبارها هستند نباید در مورد پیش رو حکمی داد. باید فروبنشیند تا معلوم شود وضعیت و شرایط و واقعیت ها چیست آنگاه بتوان تصمیم گرفت.در فضاهای فرهنگی هم وقتی شرایط غبارآلود است و فتنه ها و شانتاژها و تبلیغات مخرب و هجمه های رسانه ای همه جا را در تسخیر خود در آورده باید منتظر شد تا این غبارها فرو بنشیند و این شرایط عوض شود تا بدایم چه دست هایی پشت این جریانات بوده و چه هدفی داشته اند…
در جنبه شخصی،گهگاه غبارها و تیرگی هایی روح ما را فرا می گیرد.در این حال خودمان باید دست به کار شویم و غبار روبی کنیم.این ریزگردها همان اشتباهات و خطاها و جرم های ما بوده که حالا فضای دید را گرفته و فقط با پوزش از خدا و خلق (توبه حقیقی)و جبران آن خطاها در عمل کنار رفتنی است.اما وقتی کل فضای جامعه را گرد و غبار گرفت باید خاضعانه از خدا باران خواست تا گردها را بنشاند و کدورت و تیرگی ها را بزداید…
چقدر زیباست در آسمانی صاف با نسیمی روح نواز در کنار چشمه و فضای کوهساران،تنفس کنید آنگاه که همه غبارها فرو نشسته و تیرگی ها و دودها محو شده و ابرهای تیره غیبت از جلو خورشید کنار رفته و آسمان آنچنان صاف است که شما با بصیرت اعطایی از ولیّ خدا تا انتهای افق تاریخ را می توانید نظاره کنید و پایان گرد و غبارها را جشن بگیرید که همه جای زمین به برکت خورشید عالمتاب مهدوى ،مالامال نور شده است :و اشرقت الارض بنور ربّها…