یلدا

 

بزرگ ترین شب سال برای ایرانیان خوش ذوق که چشم به راه خورشید مهدوی هستند، بهانه ای شده است برای یادکرد دوران طولانی غیبت و نیز انتظار برآمدن سپیده پس از این شب دیرپای هجران برای برآمدن آن آفتاب تابان!آری هوش و ذوق ایرانیان  شب چله و یلدا را هم مهدوی می کند! ابتدا پل می زنند از یلدا به هجران یوسف و می خوانند:یک بار دگر آمد یلدای زمستانی/ یلداست ولی چشمم دلواپس و بارانی/ هرشب سحری دارد حتی شب طولانی/ یلدای تو ما را کشت ای یوسف کنعانی!
 
سپس در راستای این تشبیه خواستارآمدن آن عزیز به مهمانی شب یلدای خود می شوند و می گویند:امشب که دلم غرق تماشاست بیا/ بی تو دل من همیشه تنهاست بیا/ من هستم و شعر و شمع و فال‌حافظ/مهمـان دلـم شـو «شب یلداست» بیا!  گاهی هم به فردای یلدا که صبح ظهور باشد اشاره می کنند و برای تحقق آن دست به دعا برمی دارند :ما منتظر صبح شب یلداییم/ دستی به دعا تا فرج فرداییم و آنگاه با هم قرار می گذارند که در یک ساعت مشخص از شب یلدا همگی دست به دعا بردارند و از خدا تعجیل ظهورش را بخواهند…
 
گاهی هم از غفلت ها سخن می گویند:یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا/ باعث شده تا صبح به یادش بنشینیم/ ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد/یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم…و بلا فاصله  نتیجه می گیرند که انتظار دیرپا سرانجام به پایان می رسد: دلم گرفته از این انتظار یلدایی/دقایقم همه غرق “چه وقت می آیی؟”/بهارمن،گل نرگس، تویی که می آیی/تمام می شود این انتظار یلدایی…
اما یادآوری می کنند که فردای یلدا خوب است به جای آغاز زمستان،آغاز بهاران باشد با آمدن آن بهار دل ها: شب فراق تو هر شب که هست ،یلدائى است/ در انتظار طلوعت که روز نوروزی است… 
 
این نشان می دهد که روح اعتقادات دینی ما می تواند در سنت های ملی ،ظرفیت های جدیدی را اضافه نماید و ضمن استفاده از جنبه های مفید آن سنت ها،به ابزاری برای فرهنگ آفرینی و بالندگی های ذوقی و هنری در آحاد مردم تبدیل شود…
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه