أمان

 
 
نعمت امنیت،همچون نعمت سلامتی و وجود، قدرش مجهول است و آنگاه ارزش و اهمیتش روشن شود که به خطر افتد. چنانکه ماهی تا در آب است قدر آن نشناسد مگر از آب بیرون افتد! جنگ و کشتار و عذاب ،امنیت را به خطر می افکند.امت های گذشته که ناسپاسی را از حد می گذراندند و کفران نعمت رسولان الاهى می کردند دچار عذاب می شدند و امنیت شان به مخاطره می افتاد چنانکه قوم عاد و ثمود و لوط و نوح به این عذاب ها دچار گشتند…
 
اما خداوند بخاطر وجود پیامبر رحمت حضرت محمد(ص)،عذاب آسمانی را از این امت برداشت و فرمود “تا تو در میان آنان هستی خدا آنها راعذاب نمی کند”. پس از پیامبر رحمت نیز اهلبیت او را موجب امنیت مردم قرار داد که فرمود:اهل بیت من موجب امنیت  اهل زمین هستند چنان که ستارگان موجب امنیت آسمانیان اند و نیز در حدیث است که خداوند زمین را بخاطر پیامبر رحمت آفرید و دوام امنیت آن را به منوط به دوام اهل بیت و عترت او نمود. 
 
امام مهدی (عج)در یکی از سخنان گهربارشان فرمودند: من وصىّ آخرین هستم؛ به وسیله من بلا از خانواده و شیعیانم دور مى‏شود(أنا خاتِمُ الأوصِیاءِ ، بی یُدفَعُ البَلاءُ مِن أهلی و شیعَتی ) و نیز فرمودند: من مایه امان اهل زمینم ؛ چنان که ستارگان مایه امان اهل آسمان‏ اند .( إنّی أمانٌ لأِهلِ الأرضِ کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ ). این نشان می دهد که آن خلیفه الاهی زنده اند و اگر مردم به حبل ولایشان متوسل و متمسک شوند از خطر اختلاف و نا امنی  در امان می مانند.هم امنیت ظاهری و هم امنیت باطنی زیرا تفرقه و تشتت خود عذابی بزرگ است… 

چرا باید غافل باشیم از کسی که خداوند امنیت جهان را به سرپنجه قدرت و ولایت او حوالت فرموده است؟ چرا هر صبح و شام از او برای این امنیت تشکر نمی کنیم و ممنون الطاف او نیستیم؟ چرا برای ظهورش بی تاب نیستیم و از سویدای دل صدایش نمی زنیم تا هم امنیت باطنی مان را به کمال رساند و هم امنیت ظاهری را که توسط جائران و ستمگران به مخاطره افتاده است را بازگرداند؟
مگر باور نداریم همین که هستیم و سخن می گوئیم و توفیقاتی داربم در اثر دعاهای زاکیه و نیز توجه تکوینی اوست؟ شگفتا که چون ماهی در دریای الطاف او شناگریم و از نعمت آب غافلیم !
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه