وطن

 
 
چه راست می گفت:اهل کجا بودنت مهم نیست،اهل و بجا بودنت مهم است؛ منطقه ی زندگیت مهم نیست، منطق زندگیت مهم است! از هر شهر و دیاری که باشی و از هر خانواده و طائفه و قبیله و نژادی که برآمده باشی،باید دید چگونه انسانی هستی و ملکات و فضائل و باورها و منش هایت چیست و چگونه با دیگران همزیستی داری؟ زیرا به فرموده کتاب خدا همه ما از یک پدر و مادریم و کسی برتر است که پرواپیشه تر است (إنا خلقتاکم من ذکر و أنثی… إنّ أکرمکم عندالله اتقیکم).
 
اهل هر سرزمینی که باشید آنجا خانه  و وطن شماست و دوست داشتن وطن، از ایمان است و این دوستی موجب ارتقا و آبادانی وطن است و هیچکس حق تجاوز به حریم خانه و وطن شما را ندارد و دفاع از خانه و وطن الزامی است .اما این به معنای دشمنی با دیگر انسانها و سرزمین ها نیست زیرا همه آنها برادران و خواهران تو هستند که جملگی فرزندان آدم و حوا هستید.این خط کشی ها و مرز بندی ها هم ساختگی است  و نتیجه سلطه خواهی حاکمانی است که برای حکومت چند روزه ساخته شده و ثمره اش دشمنى و جنگ بوده است.وقتی همه انسانهای روی زمین اعضای  یک خانواده اند ، پس همه زمین هم ،وطن آنهاست.شعر جاودانه “بنی ادم”سعدی گویای همین نکته است.
 
پیش و بیش از آنکه مهم باشد اهل کدام سرزمین هستی مهم است که روشن کنی اهل کدام باوری! خداوند برای خانواده بشری،راهنمایانی فرستاده تا آنها را راه و رسم زندگی و سعادت دنیوی و اخروی بیاموزند.باید اهل این باور شد و به جرگه ایمانیان درآمد و از اهالی قبله گشت زیرا این اهلیت می تواند عامل پیوند این خانواده بزرگ شود.
 
در این دنیای متکثر،اگر شعار “جهان وطنی “بخواهد از مرحله  شعار به تحقق برسد فقط در سایه اراده الاهی است که وعده فرموده با استقرار حکومت مهدوی ، سراسر زمین به صالحان ارث خواهد رسید و گلبانگ توحید همه جا بلند شود و موانع عبودیت مرتفع و عدالت سایه گستر گردد و همه شهروند این حکومت جهانی خواهند بود…
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه