وقتی لبخند می زنید می تواند گویای یکی از این حالات در شما باشد: شادی، رضایت ، موفقیت، آرامش و سعه صدر و یا ترکیبی از آنها. وقتی لبخند بر چهره شما می نشیند همگان شادی شما را می بینند حتی اگر غمی در دل داشته باشید و در این حال چهره شما دوست داشتنی تر می شود و مخاطبان بیشتر و زودتر با شما انس می گیرند.موفقیت بسیاری از افراد مرهون چهره گشاده ،لبخند،ادب و واژگان محبت آمیز آنهاست.
کسانی که لبخند بر لب دارند به این معنا نیست که غمی ندارند و فارغ از مشکلات و مصائب اند. نه ، انسان بدون غم و غصه و زندگی بدون سختی و مشکل وجود ندارد. مهم آن است که آنها غم را در دل جای می دهند اما چهره را با لبخند تزئین می کنند گوئی غمی ندارند.این هنر مردان خداست که اگر کوهی از غم داشته باشند، بر زبان نمی آورند و چهره را چروکین نمی کنند و لبخند را فراموش نمی نمایند.امیر مومنان (ع)در نشانه های مومن فرمود: شادمانی اش در چهره و غمش در دل اوست و سینه ای فراخ و گشاده دارد( الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَیْءٍ صَدْراً…).
آنچه این حالت را به انسان می بخشد ،مقام “رضا”ست.یعنی آدمی به آنچه خدا برایش مقدر نموده، راضی و مطمئن است زیرا خالق مهربانش هرگز برای او فرجام بد نمی خواهد و تنهایش نمی گذارد و فراموشش نمی نماید.این است که دارای نفس مطمئنه اند و با یاد خدا دلهاشان به کمال آرامش رسیده است و شادمانند و لبخند بر لب دارند(ألا بذکر الله تطمئن القلوب).وقتی خدا را دارند چه کم دارند و چه غم دارند؟! راضی و ممنون از خدایند و خدا نیز از این فهم و درایت و معرفت شان راضی است(رضی الله عنهم و رضوا عنه)…
شادمانانه ترین مژده برای مومنانی که به مقام “رضا” دست یافته اند، حمایت و پشتیبانی و رضایت خلیفه و ولیّ خدا از آنان است وقتی بدانند در دعاهای زاکیه مولاشان جایی دارند و او مهربانانه در نیایش های خود آنان را دعا و نزد خدا شفاعت می کند و می فرماید خدایا اگر کفّه حسنات شیعیانم سنگین نیست از حسنات من بردار و در کفّه حسنات آنها گذار تا نیک فرجام شوند چنانکه سیدبن طاووس در تشرف خویش در سرداب مطهر، حضرتش را گویای به این دعا دید.این کسان چرا لبخند بر لب نداشته باشند که چنین مولای مهربانی دارند!