شیخ زکزاکی در بیان خاطرات ایام جوانی اش در همین مستند “از خون جون”نقل می کند:
وقتی پس از دبیرستان به دانشگاه رفتم،آنجا معلمی داشتم که می گفت :قدرت و تأثیر دو مقوله اند.کسانی قدرت دارند ولی در تأثیر گذاری ناتوان اند همچون شاهان و دیکتاتورها و سران کشورها و ارتش ها و نظامیان و …در مقابل کسانی فاقد قدرت مادی هستند اما در تأثیرگذاری بر مردم بسیار توانا هستند و سخن شان نافذ در قلوب مردم است و بی هیچ ابزار مادی بر جان انسان ها حکومت می کنند زیرا قدرت دسته اول بر ابدان است و قدرت دسته دوم بر قلوب و جان ها.
شیخ از این نکته درس ها گرفت و در زندگیش چنان شد که توانست بدون هیچ قدرت مادی ملیون ها انسان را جذب تشیع نموده و تنها با منطق و بیان قلوب آنها را تسخیر کند.باید حسینیه ساده ای را که او بنام “بقیه الله” بنا نهاد ببینی که افراد از راه های دور به سوی آن سفر می کنند به این عشق که ساعتی شنوای سخنان او شوند و توشه معرفتی برگیرند و به عنوان سوغات به محل خود برند تا معلومت شود هنر شیخ در تأثیرگذاری بر قلوب بر چه میزان است…
باید عزاداری هایی که او به این مردم آموخت را ببینی تا بدانی اینان چطور زن و مرد و دختر و پسر کیلومترها راه می سپرند و لبیک یا حسین و یا مهدی می گویند و بر سینه و سر می زنند تا به حسینیه درآیند و آنجا به رسم بیعت با امام زمان خود عهد بندند که از یاری او دست بر ندارند تا جان در بدن دارند تا بدانی شیخ در کار تأثیر گذاریش بر این مردم توفیق داشته است.آری شیخ این حسینیه راحسینیه بقیه الله نامید تا یاران او بدانندامروز نصرت حسین نصرت فرزندش بقیه الله است…
شیخ از کسانی که به مسجد او می آیند شخصاً پذیرایی کرده و برای آنها چای می ریزد ،سه فرزندش را ارتش شهید می کند و او متزلزل نمی شود و از راه باز نمی ایستد؛ چند سال زندانی می شود اما از حمایت مردم دست نمی شوید ؛ بر هدایت مردم پای می فشرد و ساکت نمی نشیند ؛خود را وقف خدمت محتاجان و مستمندان می کند و برای خود هیچ نمی خواهد و این راز حکومت او بر دل ها و جان هاست که ملیون ها انسان را به آئین تشیع علاقمند می کند.
امروز تبلیغ مهدوی و فراخوانی جهانیان به مکتب حضرت بقیه الله -ارواحنا فداه- نیازمند چنین مبلغان فهیم و هوشمند و فداکار است تا بتوانند بر قلوب تأثیر گذارند و روش و منش و رفتارشان جاذب دل های آماده و فطرت های الاهی شود…