روز نوشت: چهارشنبه
امروز چهارشنبه بود و طبق قرارهای جاری هفتگی از صبح زود باید از خانه بیرون می زدم.به خاطر تراکم کارهای شغلی و ترافیک سنگین عصرها ، استفاده از ساعات اول روز بعد از طلوع آفتاب بهترین زمان مشورت و هماهنگی کارهای گروهی است.هدف مقابله با دشمنان قسم خورده دین است که در کار اضلال امت ، همه ابزارهای روز را به کار می گیرد تا اسلام را منسوخ و مهدی (ع) موهوم و انتظارش را خرافه جلوه دهد و امت را از امامش جدا کند.مقابله عالمانه و ارشاد مدبرانه و هدایت و تعلیم و تبلیغ مخلصانه وظیفه ای است که منتظران را به خود فرا می خواند.در این راه نباید منتظر تشویق و هورای افراد بود که بعضا سرزنش و تحقیر و زخم زبان ها را باید به جان خرید.کافی است دنبال لبخند رضایت صاحب کار باشی نه تمجید و هورای دیگران…
وقت ها به سرعت می گذرد و باید روز را چنان تنظیم کنی که به برنامه هایت برسی.تازه اگر شیطان موانعی جلوی پایت سبز نکند که برنامه ها به هم بخورد…به همین دلیل است که باید خود را هماره در همه کارها در پناه بزرگی ببری که شیطان از او هراسناک است و زورش به او نمی رسد یعنی حجه الله و بقیه الله ارواحنا فداه…
هوای پاییزی غافلگیرت می کند و یکباره سرما خوردگی و کسالت و بازماندن از کار و خدمت.دیر بجنبی و مراعات نکنی این هم موجب سلب توفیقاتت خواهد شد!
شهر دارد به استقبال قله عزاداری ها یعنی تاسوعا و عاشورا می رود اگر چه چند روزی است سیاهپوش شده است و تراکت های زیبا و پر مفهوم را در پیشانی خود زده است و این را اقلاً از دوماه پیش برنامه ریزی کرده است.از همین جا می توان نقش آمادگی برای یاوری امام دوران را هدف قرار داد تا بطور ملموس از نصرت حسین به نصرت مهدی سلام الله علیهما رسید.کانال های اطلاع رسان در تلگرام توسط دوستان ،نشانی ده ها مجلس سوگواری و عزاداری را با نام سخنرانان و مادحین دائماً اعلام می کند و تو تأسف می خوری که نمی توانی به همه آنها سربزنی و استفاده کنی و به رسم تسلیت گوئی به صاحب عزا شرکت کنی و بسنده می کنی به بعضی و می خوانی:اعظم الله لک الاجر یا صاحب الزمان بمصیبه جدک الحسین و اولاده و اصحابه…