دوشنبه

امروز دوشنبه بود و مصادف با اولین روز ماه عزای آل الله.

قصد کردم در آغاز همه برنامه های امروز و روزهای بعد تا پایان ماه عزا پس از دعای فرج سلام مخصوص به ابا عبدالله سلام الله علیه را بخوانم و چنین کردم و تا پایان ماه چنین باد! اصلا مهدی را با حسین رمز و رازی است که در “یا لثارات الحسین ” نهفته است…

بعد از برنامه های صبح که درس و بحث علمی بود و هماهنگی های مدیریتی در مسیر خدمتگزاری خواستم در محضر یکی از امامزادگان روز نخست محرم را حاضر باشم و زیارت کوتاهی را در عرض ارادت به محضر امام شهیدان داشته باشم و دعائی برای تعجیل در فرج منتقم خون آن مظلوم و شهید. به امامزاده قاسم در دربند رفتم نواده بلکه نتیجه امام دوم که در ارتفاع ١٧٠٠ متری رشته کوههای البرز در دربند تهران ارمیده و پناه زائران و مجاوران شده است.شگفت است که دو فرزند امام حسن(ع) پناه مردم تهران هستند یکی در شمال تهران(قاسم بن الحسن بن زید بن حسن بن علی (ع) و یکی در جنوب تهران یعنی ری جناب عبدالعظیم حسنی که همسرش دخت همین جناب قاسم بوده است…و هردو قرنهاست قبرشان مطاف تهرانیان و زائران دور و نزدیک است…

همه این زیارات هم می تواند به نیابت از مولایمان انجام شود که معنویت مهدوی را افزون می کند.گفتم کلاس بود و درس و بحث علمی،کاری که نباید تعطیل شود که امام صادق (ع)فرمود دوست دارم مردم هماره در اموختن باشند یا معلم یا متعلم.اگر چراغ اموختن خاموش شود جهل حاکم شود و شیطان نعمت هدایت و ولایت را از ما و نسل ما خواهد گرفت…عصر وقت دکتر داشتم و متذکر این نکته شدم که آن طبیب نفوس و انیس قلوب کی از غیبت به در می آید تا با نگاه به او همه دردهای جسمی و روحی مان مداوا شود؟

همه فرصت شب در جهان سایبر به حل و فصل نکات علمی و تبلیغی و پاسخ به شبهات رایج بویژه عزاداری هاگذشت.این دوشنبه هم گذشت و عاجزانه در پایان آن از مولا خواستم اگر نامه اعمال خدمتشان رسید با نگاه عفو بنگرند و برای این عاجز حقیر دعا فرمایند بلکه اصلاح شود..

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه