یکشنبه

روز نوشت:یکشنبه

امروز یکشنبه بود، روزی زیبا برای ادامه تلاش های مهدوی…

برای یکشنبه ها از قبل چند قرار در صبح و عصر برای پیگیری وظایف محوله در خدمتگزاری تنظیم شده و در میانه آنها هم کارهای روزمره زندگی و کسب و کار.

شهر این روز ها پر ازدحام است و گیر کردن بیش از یکی دو ساعت در ترافیک، دیگر طبیعی می نماید و همراهش دود است و آلودکى هوا که بعض اوقات ریزگردها هم به آن اضافه می شود.ارزو می کنم بیاید روزی که دلدار بیاید و شهر از هر نظر پاک شود…

در شهر که حرکت می کنی تابلوهای تبلیغاتی را می بینی که هیچ نسبتی با او ندارند؛

مناسبت های تقویم ها فقط یک روز سال را متعلق به او می دانند و دیگر هیچ! 

سهم او از نامگذاری خیابان ها و میادین و پارک های کلانشهر پایتخت ، تنها یکی دوتاست که آن هم در میان انبوه اسم ها گم است و این غفلت بر منتظران گران می آید…

به دوستی که مادرش را از دست داده بود  یادداشت تسلیت فرستادم و همانجا متذکر این نکته در حدیث امام رضا(ع) شدم که امام را مادر مهربان برای کودک شیرخواره معرفی فرموده (الامّ البرّه بالولد الرضیع) تا یادمان باشد امام مهربان ترین انسان روی زمین است و باید در سایه مهربانی او غنود و از هیچ نهراسید…

به توصیه بزرگان در همه مستحبات قصد نیابت  از سوی او کردم و این داشته را تقدیم محضر او نمودم…

آسمان امروز کمی ابری است و خورشید اگر چه پشت ابر است از نورافشانی و گرما دهی باز نمی ماند چنانکه امام در غیبتش اینگونه است!

یاد کردی هم از اساتیدآسمانی کردم که حق معرفت بر من داشتند و به برکت آنان معرفت مهدوی برایم حاصل شده بود و فاتحه ای نثار روح پاکشان نمودم.

حالا یک شنبه هم رو به اتمام است و دوشنبه را برای یک روز مهدوی دیگر برنامه ریزی می کنم که اگر عمری باقی بود جز برای شما نیت نکنم ای آقای عدالت و محبت!

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه