عید غدیر

در غدیر،هیچ نمی گویم فقط این شعر زیبای شهریار به نام انسان کامل را در عرض ارادت به ساحت قدسی امام الموحدین و قائد الغرّ المحجّلین حضرت علی امیرالمؤمنین، علیه صلوات المصلّین ، که به نصب الاهی در غدیر خم به عنوان خلیفه الله و امام علی الناس اجمعین منصوب گردید، زمزمه می کنم:

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی  ، باَبی اَنتَ و اُمّی

گوئیا هیچ نه همّی به دلم بوده نه غمّی، باَبی اَنتَ و اُمیّ

تو که از مرگ و حیات این همه در فخر و مباهات ، علی ای قبله حاجات

گوئی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سَمّی ،  باَبی اَنتَ و اُمی

گوئی آن فاجعه دشت بلا هیچ نبوده است ، درِ این غم نگشوده است 

سینه هیچ شهیدی نخراشیده به سُمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

حق اگر جلوه با وجه اتم کرده در انسان  ، کان نه سهل است و نه آسان

 بخودِ حق که تو آن جلوه با وجه اتمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

منکر عید غدیر خم و ان خطبه و تنزیل ، کر و کور است و عَزازیل

با کر و کور چه عید و چه غدیری و چه خمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

در توّلا هم اگر سهو ولایت،چه سفاهت! ، اف بر این شمّ فقاهت!

بی ولای علی و آل چه فقهی و چه شمّی؟!  باَبی اَنتَ و اُمی

تو کم و کیف جهانی و به کمبود تو دنیا ،  از ثُری تا به ثریا

شر و شور است و دگر هیچ نه کیفی و کمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

آدمی جامع جمعیت و موجود اتمّ است ، گر به معنای اعمّ است

 تو بهین مظهر انسان به معنای اعمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

چون بود ادم کامل غرض از خلقت آدم ، پس به ذریه آدم

جز شما مهد نبوت نبود چیز مهمّی ،  باَبی اَنتَ و اُمی

عاشق تست که مستوجب مدح است و معظم ، منکرت مستحق ذم

و ز تو بیگانه نیارزد نه به مدحی نه به ذمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

بی تو ای شیر خدا سَبحه و دستار مسلمان ، شده بازیجه شیطان 

این چه بوزنیه که سرها همه را بسته به دمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

لشکر کفر اگر موج زند در همه دنیا ، همه طوفان همه دریا 

چه کند با تو که چون صخره صمّا و اصمّی ، بابی انت و امی

یا علی خواهمت آن شعشعه تیغ زرافشان ، هم بدو کفر سرافشان

بایدم این لَمَعان دیده،ندانم به چه لِمّی ، باَبی اَنتَ و اُمی

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه