دوستان گرامی، اساتید ما فرموده اند به روایات علائم ظهور استناد نکنید زیرا همگی بدائی و تغییر پذیر هستند. حتی علائمی که از نظر بعضی ها علائم حتمیه شمرده شده اند هم بدا پذیر می باشند.
چند سال قبل هم انحراف ” ظهور نزدیک است” را دیدید که منشأش همین علائم ظهور بود.الان هم در مورد حوادث شام بعضی باز روایات علائم را ذکر می کنند و آن را نشانه نزدیکی ظهور می شمارند. خیلی قطعی باید گفت همه نشانه هایی که بوی این وعده و وعیدها را بدهد و افراد را بخاطر رویدادهایی که در علائم ظهور آمده به انطباق با زمان حاضر بکشاند و مژده ظهور بدهد کار نادرستی کرده است زیرا پس از مدتی هم که او وعده داده ظهور واقع نمی شود و موجب بدبینی منتظران به احادیث می گردد. روایات علائم بفرض قطعیت جنبه ملاحم و فتن داشته پیشگوئی رویدادهای آخر الزمان است و قابل انطباق با بسیاری از زمان هاست و به هیچوجه در پی تعیین زمان ظهور نبوده و نیست. پس بهتر است کلاً بحث علائم را کنار بگذاریم و همه انها را بدا پذیر بدانیم وباور کنیم که خداوند دستش باز است که بدون روی دادن علائم ، یک شبه امر ظهور را تقدیر نماید چنانکه فرموده اند:”یصلح الله امره فی لیله” یعنی خداوند امر او را یک شبه اصلاح می فرماید.
بعضی ها باز به نقل عده ای از اشخاص مشهور بر اساس همین علائم وعده همین ماه و همین سال را به مردم می دهند بدانید همه این حرف ها مصداق وقت گذاری برای ظهور است که به شدت نهی شده و فرموده اند: کذب الوقاتون یعنی وقت گذاران و تعیین کنندگان زمان خاصی برای ظهور، دروغگویند.
انتظار دائم و هرلحظه منتظر ظهور بودن یک چیزی است و تعیین وقت چیز دیگر.
ما موظفیم هر لحظه منتظر ظهور باشیم (توقع امر صاحبک لیلک و نهارک-هر صبح و شام منتظر امر صاحب و مولای خود باش) اما تعیین وقت ظهور و دست خدا را در بدای علائم بسته دانستن عین انحراف است.
به جای “علائم” شایسته است به “وظایف” بپردازیم و اینکه منتظر باید چگونه رفتار کند تا محبوب مولایش شود و زمینه ظهور او را فراهم کند.پرداختن به وظایف عصر غیبت، افراد را منتظرحقیقی می کند و شایسته یاوری امام.