شعر ، ترجمان فرهنگ و ادب هر قوم وملیت و تمدن است و شعر انتظار،یکی از ممیزات موعود باوری و ویژگی های فرهنگ منجی خواهی ومحملی برای مرزبانی مهدوی است.
سابقه شعر انتظار به قبل از تولد امام عصر ارواحنا فداه و به سال های نخستین اسلام باز می گردد زیرا نوید ظهور مهدی عدالت گسنر در کلمات پیامبر اکرم و امامان علیهم السلام آمده و نمونه های آن را می توان در اشعار نقل شده از امامان مثلاً حضرات امیرالمومنین1 و علی بن موسی الرضا٢ و عسکری ٣علیهم السلام و از شاعران سید حمیری۴ و دعبل خزاعی۵ اشاره نمود که این انتظار را در شعر خود تجلی داده و سپس به پیروی از آنها شاعران قرون بعد تا زمان ما نیز این انتظار را در چکامه های عربی خویش پوشش داده اند که نقل آنها خود نیازمند کتابی مستقل است۶.
اما شاعران پارسی گوی از همان قرون اولیه این انتظار را به زیبایی در سروده های نغز و زیبای خود آورده اند به نوعی که شعر انتظار را می توان یک سرفصل موضوعی مهم در شعر فارسی در ادوار مختلف آن نام برد. در اینجا به لحاظ اختصار تنها به نمونه هایی از قرون مختلف اشاره می کنیم:ابومنصور دقیقی (متوفای ٣٧٠ه.ق) که در انگیزه و قالب و موضوع بر فردوسی بزرگ، فضل تقدم دارد،در قرن چهارم به مردم امید میدهد که اگر باب نبوت مسدود است، راه مهدی ـ علیه السلام ـ بسته نیست. در این دلداری مشفقانه، به یادها میآورد که از این پس، پیامبری نخواهد آمد؛ اما سکه آخر الزمان را به نام مهدی زدهاند: از این پس نباشد پیمبر دگر/ به آخر زمان مهدی آید به در…
عطار نیشابوری متولد ۵۴٠ق می سراید:
صد هزاران اولیا، روی زمین/ از خدا خواهند مهدی را یقین/ یا الاهی، مهدیم، از غیب آر/ تا جهان عدل گردد آشکار/ مهدی هادی ست تاج اتقیا/ بهترین خلق برج اولیا/ ای ولای تو معین آمده/ بر دل و جانها همه روشن شده / ای تو ختم اولیای این زمان/ وز همه معنی نهانی، جان جان/ ای تو هم پیدا و پنهان آمده/ بنده عطارت ثناخوان آمده…
بدرالدین قوامی رازی(متوفی۵۶٠ق)گوید:یکی مانده ز ایشان نهان در جهان /جهانی از او مانده در انتظار /چو آید: سپر مدت مصلحت/ نشیند ز باران رحمت غبار/برون آید از کنج، عیّار دین/ جهان را ز عدلش بگردد عَیار/ ز کعبه ندا در دهد جبرئیل/ که باطل نهان گشت و حق آشکار…
خواجوی کرمانی (متوفی ٧۵٢ق)می سراید:به مقدم خلف منتظر امام همام/مسیح خضر قدوم و خلیل کعبه مقام /شعیب مدین تحقیق حجت القائم / عزیز مصر هُدی مهدی سِپِهر غلام/ خطیب خطه افلاک منهی ملکوت /ادیب مکتب اقطاب محیی اسلام/ شه ممالک دین صاحب الزمان که زمان /به دست رایض طُوعش سپرده است زمام /به انتظار وصول طلیعتش خورشید/ زند درفش درخشنده صبحدم بر بام…
ابن یمین فریومدی (متوفی ۷۶۹ق ) در مدح حضرت صاحب الزمان می گوید: بعد از او صاحب الزمان کز سالهای دیرباز/ دیدهها در انتظار روی آن فرخ لقاست/ چون کند نور حضور او جهان را با صفا/هر کژی کاندر جهان باشد، شود یکباره راست.
و خواجه محمد حافظ شیرازی (متوفی ٧٩٢ق)که غزل های انتظارش زبانزد خاص و عام است با مطالعی همچون (یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور)و(مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید) و(یارب آن آهوی مشکین به چمن باز رسان)و(ای غایب از نظر به خدا می سپارمت) و همینطور ده ها غزل زیبای دیگر که قرن هاست بر زبان منتظران جاری است .
حزین لاهیجی(متوفی ١١٨٠ق) نیز در مدح حضرت حجّت سلام الله علیه گوید: تا در چمن این سرو فرازنده چمانست /چیزی که به دل نگذرد، اندوه خزانست/ چشمش نشد از دولت دیدار تو محروم / پیداست که آئینه ز صاحب نظرانست…
خلاصه در همه سالها و قرون شعر انتظار هماره شکوفا بوده است تا برسیم به شعرای معاصر که در این زمینه حماسه ها سروده اند و باید بگوئیم که هریک زیباتر از دیگریست یا اینکه همه زیبایند:
ای انتظار جاری ده قرن تا هنوز/بی تو غروب می شود این روزها هنوز /اما هنوز چشم جهانی به راه توست/این جمعه آه می رسی از راه یا هنوز؟ / با اشتیاق رویت تو رو به آسمان/هر چشم خیره است ولی ابرها هنوز/ باران پاک رحمتی و خاک می کشد/هر لحظه انتظار نزول تو را هنوز/ تو وعده ی خدایی و جاری است یاد تو…٧
تویی که در نفست میوزد شمیم بهار/بیا به کوچه ما، عطر نرگسانه بیار/ چه عطری از تو در آفاق من پراکنده ست/ که شعر، مست شده، واژه را نمانده قرار/ چقدر شعر من از واژه “تو” لبریز است/چقدر ذوق من از انتظار تو سرشار/ چقدر بی تو نفس میکشم؛ دریغ از من/چقدر خسته ام از این هوای تیره و تار/ چه میشود که بیایی؟، چقدر رویایی است/در این سیاه زمستان، طلوع صبح بهار٨…
فروغ بخش شب انتظار، آمدنی ست/نگار، آمدنی غمگسار، آمدنی ست/به خاک کوچه دیدار آب می پاشند/بخوان ترانه شادی که یار آمدنی ست/ ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد/مترس از شب یلدا بهار آمدنی ست!
صدای شیهه رخش ظهور می آید/خبر دهید به یاران: سوار آمدنی ست/ بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند/یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی ست…٩
و شعر انتظار که شعر ایمان و حماسه و شور و چشم براهی برای آن مولای عدالت گستر و مهربان مهربانان جهان است تمامی ندارد که حماسه ای پرخروش است تا آن هنگام که خورشید جمالش از ابرها برون زند و جهان را یکپارچه نور کند:
من در این غار، خسته و دلتنگ / انتظار تو را ستاره کنم/ در شب وحشت آفرین و سیاه/ لحظه های تو را شماره کنم.. / آری ای صبح مهربان امید / مشعل دلفروز زیبایی روح شعر ستاره و دریا/ کعبه ی قلب های شیدایی/ آه ای اشتیاق بی پایان /تو بیا تا که عشق جان گیرد /زیر زنجیر آهنین شکیب /دست لرزان ما توان گیرد/ تو بیا تا ز پرتو رویت / شب تاریک ما سحر گردد /ورنه ای مهر مهربان مهدی / بی تو هر لحظه تیره تر گردد …١٠
_______________________________
١.امیرالمومنین در قصیده شان فرمودند:
سقى اللّه قائمنا صاحب الـ/ قیـامـــه والنـــاس فی دآبها/ هو المدرک الثأر لی یا حسین/بل لک فاصبر لاَتعابها/ لکل دم ألف ألف وما / یقصر فی قتل أحزابها / هنالک لا ینفع الظالمین /قول بعذر وأعقابها[ ینابیع المودّه: 438] و نیز در دیوان منسوب به أمیر الموَمنین ـ صلوات اللّه علیه آمده است:
بنیَّ إذا ما جاشت الترک فانتظر /ولایه مهدی یقوم فیعدل/ وذلَّ ملوک الاَرض من آل هاشم / وبویع منهم من یلذّ ویهزل/ صبیُّ من الصبیان لا رأی عنده /ولا عنده جدُّ ولا هو یعقل/ فثمَّ یقوم القائم الحقَّ منکم / وبالحقِّ یأتیکم وبالحقِّ یعمل/ سمیّ نبیِّ اللّه نفسی فداوَه /فلا تخذلوه یا بنیَّ وعجّلوا[البحار: 51|131ـ 132، اثبات الهداه: 7|267ـ268، الصراط المستقیم: 2|264، أئمتنا: 2|409.]
٢.در شعر دعبل خواهد آمد(پاورقی۶)
٣. حضرت عسکری(ع)در پاسخ عیسی بن فتح که از فرزند او سوال می کند می فرماید:
والله سیکون لی ولد یملأ الأرض قسطاً وعدلاً وأما الآن فلا، ثم أنشد علیه السلام:
لعلک یوماً أن ترانی کأنـما /فإن تمیماً قبل أن یلد الحصى/بنی حوالی الاسـود اللوابد/ أقام زماناً وهو الناس واحـد
٣.در شعر دعبل خواهد آمد(پاورقی۵)
۴. سید حمیری در قصیده اش می سراید:
وکذا روینا عن وصی محمد/ بأن ولی الأمر یفقـد لا یرى/ ویقسم أموال العقود کأنمــا/ له غیبه لا بد أن سیغیبه /ولم یک فیـما قـال بالمکذب/ سـنین کفعل الخائف المـترقب/ تضمنـه تحت الصفیـح المنصب/ فصلى علیه الله من متغـیب
همچنین در قصیده ای دیگر: فی عصبهٍ حول مهدی یسیر بهم /من بطن مکه رکبانـاً وما شینا/لیـسوا یریدون إلا الله ربـهم ن/عم المـــراد توخاه المریدونا / حتى یلاقوا بنـی حربٍ بجمعهم /فیضربوا الهام منــهم والعـــرانینا
۵. دعبل خزاعی در قصیده تائیه بسیار مشهورش که نزد حضرت امام هشتم علیه السلام قرائت نمود این گونه از قائم آل محمد سلام الله علیه یاد نمود:
فلولا الذی أرجوه فی الیوم أو غد تقطـع قلبـئ إثرهم حسراتِ /خروج إمامٍ لا محاله خـارجٌ یقوم على اسـم الله والبرکاتِ/یَمیّز فینا کل حـقًّ وبـاطل یجزی على النعماء والنقماتِ/فیانفس طیبی ثم یا نفس ابـشری فغیر بعیدٍ کلُ ما هو آت/
دعبل می گوید شعرم که به اینجا رسید حضرت رضا علیه السلام فرمودند:
آیا من به این قصیده تو دو بیت نیفزایم؟!عرض کردم :بلی ای فرزند رسول خدا.آن گاه حضرتش این دو بیت را افزودند:
وقبرٌ بطوسٍ یالها من مصیـبهٍ/ ألحت على الاحشاء بالزفراتِ/ إلى الحشر حتى یبعث الله قائماً/یفّرج عنا الهم والکرباتِ…
۶. مراجعه کنید به مقالات: “المهدی (عج) فی أدب العصر العبّاسی”نرجس سادات شهرستانی-” الأدب فی ظِلّ التّشیّع” عبدالله نعمه -“سیمای امام مهدی در آیینه شعر عربی” محمود عبداللهی – “المهدی علیه السلام فی شعر أهل البیت علیهم السلام والموالینگ سایت المومل – “غَیبه الامام المهدی فی الشعر العربی”،غفران الموسوی.
٧.سیدمحمد رضا شرافت
٨.محمد امین زاده
٩.مرتضی امیری اسفندقه
١٠.موسوی گرما رودی