انسان است و آرزوهایش،وقتی کودک است یک سری آرزو دارد،در نوجوانی و جوانی و سالمندی هم یک سری دیگر.انسانی که آرزو ندارد،نداریم زیرا زندگی بدون آرزو،یکنواخت و سرد و پوچ است.
موضوع ارزوهای انسانها ، تغییر و تحول در رابطه با وضعیت خود و خانواده و بستگان و دوستان است.کمی بالاتر، ارزوها رنگ ملی وگاهی هم رنگ بین المللی می گیرد.در این صورت است که انسان علاوه بر خود برای همه انسانهای کشورش یا هم آئینش و یا انسانهای همنوعش ارزوی بهبود و خوشبختی می نماید.این درجه بالای شعور و فهم و اندیشه انسانی است که همه همنوعانش را در نظر بگیرد و برای همه بیماران شفا و قرض قرض داران ،ادا و برای همه گرسنگان،غذا و همه دربندان را رها و حاجت همه حاجتمندان را روابخواهد.در واقع می توان به انسانها از روی ارزوهایشان نمره داد:بگو آرزویت چیست تا بگویم چیستی و کیستی!
تا وقتی آرزوها کوچک است،براوردن آنها از دیگر انسانها مثل والدین و دوستان و اهل مکنت و دولت ساخته است اما وقتی ارزوها بزرگ می شود باید رواشدنش را از منابع بالاتر مثل خدا یا اولیای خدا درخواست نمود.درخواست ارزوها از خدا یا اولیای او -در قالب نیایش و دعا- ، قدمتی چندهزارساله -به قدمت عمر آدمیان -دارد و نمونه های فراوانش را از دیرهنگام تا کنون در فرهنگ هر قوم و ملتی می توان نشان داد.
اتصال به منبع لایزال الاهی -که کائنات و آسمانها و کوه ها و دریاها و جانداران و موجودات زمینی و ملکوتی و خلاصه همه آفرینش در قبضه قدرت اوست این اطمینان را به انسانها می دهد که آرزوهایش را هرچقدر هم بزرگ باشد ، نشدنی نپندارد و تحققش را از این خدای مهربان مسئلت کند. پشت این آرزوها و خواست ها، امید قرار دارد و شور زندگی و اطمینان از وجود فردایی بهترو فاصله گرفتن از یأس و رکود و مردگی که پایان زندگی است.پیامبر(ص)فرمودند:”امید و آرزو ، برای امت من رحمت است و اگر امید و آروز نبود هیچ مادری طفل خویش را شیر نمی داد و باغبان هم نهالی نمی کاشت.”١
آنچه نکوهیده است آرزوهای طولانی دنیوی است که قرآن می فرماید:“آرزوها آنان را غافل میسازد ولی به زودی خواهند فهمید”٢ امیر مومنان علیه السلام هم فرمود: «من اطال الامل أساء العمل» ٣ زیرا برای رسیدن به آنها ممکن است از هر وسیله ای حتی غیر مشروع استفاده کند که کاری نا پسند است.
اما آرزوی عقلانی،آن است که انسان موجبات تحققش را فراهم کند همچون باغبانی که برای رسیدن به محصول تلاش می کند.قرآن می فرماید:” هر کس ارزوی لقای پروردگارش را دارد، باید کاری شایسته انجام دهد، و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند! “۴
سالها قبل نویسنده ای این جمله را در آغاز کتابش نوشت:
“خلقی که در انتظار مصلح است خود باید صالح باشد”۵ . یعنی آرزوی زیستن در حکومت عدل و صلاح،نیاز به تلاشی در خوراین آرزو برای تنظیم زندگی صلاح محور دارد.
آرزوی بیان شده یا نشده بسیاری از مردم جهان، زیستن در سایه حکومت عدل موعود است.اگرچه نام آن موعود را متفاوت می گویند ولی ویژگی هایش عدل و پاکی و صلاح است.تار و پود این آرزو، با فطرت انسانی آمیخته است واین مربیان جوامع هستند که باید از این سرمایه در جهت بسامان کردن اندیشه و رفتار نسل ها استفاده و برای آن برنامه ریزی نمایند.در این صورت است که ارزوهای کوچک و حقیر و محدود انسان جای خود را به ارزوی تغییر کلی جهان با ظهور آن موعود عدالت گستر می دهد و می توان تأثیر این ارزو را در منش و روش او مشاهده کرد بویژه که آمدن آن موعود را دور نداند و صبح و شام منتظر آمدنش باشد.۶
مرا در این زمینه تجربیات و مشاهدات و نمونه های بسیاری در نقاط مختلف جهان است که طرح آنها کتاب ها می طلبد و دریغا که ابلیس های دشمن بشریت نیز در طول تاریخ تلاش کرده اند همین امید و ارزو را با طرح مدعیان دروغین از انسانها بگیرند تا این شور و حماسه و سازندگی را خاموش کنند که فرهیختگان باید نقشه های اینان را با روشنگری برای نسل ها نقش برآب کنند و آنها را با صاحبشان پیوند دهند و دست او را در دست آن موعود حقیقی و الاهی گذارند که پدر مهربان بشریت است و غمخوارشان و فریاد رسشان در سیاهی های این زمانه …
خدایا سلام ما را به محضرش برسان و ما را از یاران حقیقی اش گردان…
١. بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، ج۷، ص۱۷۳.
٢.حجر/ سوره۱۵، آیه۲و٣.
٣.نهج البلاغه،حکمت ٣۶.
۴.کهف/ سوره۱۸، آیه۱۱۰.
۵.”خورشید مغرب”، محمد رضا حکیمی
۶.امام صادق علیه السلام:”توقّع امر صاحبک،لیلک و نهارک” درهرشب و روزت منتظر فرج مولایت باش .(بحارالانوار،ج۹۸،۱۵۹)