در سخن گفتن و ارتباطات کلامی، تکرار بعضی عبارت ها ، عادت ما شده و خودآگاه و ناخودآگاه بر زبانمان جاری می شود و از آن گاهی به “تکیه کلام” هم تعبیر می کنند که ما آن را فرهنگ زبانی یا کلامی می نامیم.از عنوان فرهنگ برای آن استفاده می کنیم زیرا پیدایش این عبارات بر زبان ما پیشینه فرهنگی دارد خواه فرهنگ محلی باشد یا ملی یا دینی. رنگ باورها و اعتقادات مردم را می توان در تکیه کلام های آنان مشاهده کرد در کلماتی همچون ” یاالله”، “الحمدلله”،ان شاء الله”، “یا علی”،”یا صاحب الزمان”،”در پناه حق”،”در پناه مولا”، “یا حسین”،” خدا رو شکر”،” عاقبتت بخیر”یا “فرجامت نیک”،”وٓالله”، “خیر است”،”شرمنده”،”حتماً”،”خدا به همراه”،”سلامت باشید”،”زنده باشید”،”بارک الله”،”احسنت”، و ده ها عبارت دیگر که اگر دقت کنید در ارتباطات و محاورات روزانه بر زبان شما و دیگران جاری است.
از نظر نظام تربیتی نیز، فرزندان از تکیه کلام های والدین و معلمان ،قهرمانان ملی و هنری و ورزشی و بازیگران آثار نمایشی ،رنگ گرفته و تکیه کلام های آن ها را به کار می برند که مسئولیت این تأثیرکنندگان را مضاعف می کند تا بدانند وقتی الگو می شوند هم باید مواظب تکیه کلام های خود باشند و سنجیده سخن گویند.از آنجا که مردم ما با فرهنگ انتظار و امید زندگی می کنند،در بعضی کلماتشان که به تکیه کلام تبدیل شده این فرهنگ متجلی است که حتی با ضرب المثل ها و اشعار ویژه نیز پیوند یافته است همچون:
“پایان شب سیه سپید است”( برگرفته از این آیه شریفه :الیس الصبح بقریب)، “غم مخور”(یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور/کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور)،”خورشید همیشه پشت ابر نمی ماند”( کنایه از تعبیر روایات که امام غائب را به خورشید پشت ابر تشبیه کرده اند)،”حق ماندنی و باطل رفتنی است”( اشاره به “حق” در آیات و روایات که به امام زمان علیه السلام تأویل شده است: و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان زهوقاً)،کی رفته ای زدل که تمنا کنم تورا( برگرفته از عبارت دعای ندبه:بنفسی انت من مغیّب لم یخل منّا)،
و حضور کلمات دعائی و مدد خواهی از آن امام مهربان و فریادرس همچون دعای فرج و عبارات یا صاحب الزمان،یا بقیه الله،یا مهدی و… که نشان می دهد این مردم با چنین پشتوانه و امدادرسانی هرگز در چنبره مشکلات زمانه، نا امید نمی شوند و به سوی آینده روشن می روند و آن را با دعای بر موعودشان،رقم می زنند…