دقایقی با آرمانشهر!

خدا آفرید آسمان را، زمین را،تمام جهان را،/ ولی شاعران آرمانشهر را آفریدند!/ نه در واقعیت  که در خواب دیدند!

آرمان شهر یا مدینه فاضله معادل اتوپیا در غرب به معنی ناکجا آباد، شهری خیالی و آرمانی است که در آنجا مردم به رشد کامل عقلانی رسیده و در رستگاری کامل زندگی می کنند١.مفهوم مخالف آن پادآرمان‌شهر یا ویران‌شهر یا مدینه فاسده، جامعه‌ای است که در آن ویژگی‌های منفی، برتری و چیرگی کامل دارند و زندگی در آن دلخواه هیچ انسانی نیست و در آن فقر و جهل و جنگ و نابرابری و دروغ و ریا حاکم است که آن را بدزمانگی یا دُژگاهی نامیده اند. این آرمان که دیاری پدید آید که همه چیز در آن نیکو باشد، قدمتی به اندازه عمر بشر دارد.اگر چه متفکران بعدها آن را برهانی ساختند اما شاعران بیشتر بدان پرداختند ادبیات آرمانشهری، گونه‌ای از ادبیات است که جامعه‌ی آرمانی را طراحی و ترسیم می‌کند.آرمان­شهرهای شاعران صرف­ نظر از ملیّتشان، خصوصیّات مشترکی دارند چرا که ادبیّات و به تبع آن شعر، ریشه در روح انسان دارد و روح انسانی طالب زیبائی و عدالت و آزادی و راستی است٢.

آرمانشهر در ادب فارسی از دیرباز کاربرد داشته است. پشتوانه‌ی فکری و خاستگاه اندیشه­ای آرمانشهر در ادب فارسی اساطیر ایران باستان،فلسفه‌ی یونان و مدینه­ی فاضله­ی فارابی و اندیشه مهدویت شیعی بوده است.سخن در زمینه آرمانشهر در اشعار شعرای قدیم و جدید بسیار است که در این مختصر نگنجد اما بد نیست دقایقی همراه شویم با چند شاعر معاصر در آرمانشهرهایی که آفریده اند.آنها با تأکید بـر مفاهیمی چون: صلح و دوستی، عدالت، جنگ ستیزی، دوری از خشونت ،روح امید را شعله ور ساخته خواهان صلح و آزادی هستند.آنها میخواهنـد بـا سـروده هـای خـود، اعتراض ها و پیام های خود را به گوش مـردم برسـانند و از آنهـا بـرای اصـلاح وضع حاکم بر جامعه خود یاری جویند…

فریدون مشیری: ” زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته ست/ تا در آن دوست نباشد همه درهـا بسته ست!/ در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز،/ عطر جـان پـرور عشـق/ گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز/ دانه ها را باید از نو کاشت …/ با نگاهی که در آن شوق برآرد فریاد/ با سلامی که در آن نور ببارد لبخند/ دست یکدیگر را بفشاریم به مهر/ جام دلهامان را/ مالامال از یاری و غمخواری / بسپاریم بـه هـم …
قیصر امین پور:خسته ام از این کویر،این کویر کور و پیر/ این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر…
ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان/ ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر /این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها/این منم در این طرف پشت میله ها اسیر/دست خسته ی مرا مثل کودکی بگیر/با خودت مرا ببرخسته ام از این کویر…ای کاش مرا چشم تماشا بادا! / یک لحظه زمانه با دل ما بادا! / هر روز که می­رود به خود می­گوییم: / «امروز نبود کاش فردا بادا!»
سهراب سپهری:”پشت دریاها شهری است/ که در آن پنجره ها رو به تجلی‌ باز است/ بام ها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند/ دست هر کودک ده ساله ی‌ شهر/ شاخه ی معرفتی‌ است…پشت دریاها شهری‌ است/که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است…قایقی باید ساخت…”
اما منتظران، به پشتوانه وعده الاهی که فرمود: “زمین را صالحان به ارث خواهند برد:أن الارض یرثها عبادی الصالحون”همراه با امامشان آن آرمانشهر را خواهند ساخت .آنان از هم اکنون راه صلاح را در پیش گرفته اند زیرا خلقی که در انتظار مصلح است خود باید صالح باشد!
__________________________________________
١. به­عنوان مثال، در حماسه­ی سومری گلیگمش مربوط به هزاره‌ی دوم قبل از میلاد، توصیف نوعی بهشت زمینی را می‌یابیم: «در آنجا آوای زاغ به گوش نمی‌رسید، پرنده‌ی مرگ فریاد مرگ سر نمی‌داد، شیر نمی‌درید، کبوتر نمی‌نالید، نه بیوه‌ای بود نه مرضی نه پیری و نه مویه‌ای”. آثاری که به ترسیم آرمانشهر پرداخته‌اند فراوان است. هر یک از نویسندگان از دیدگاه خود به ترسیم این شهر پرداخته‌اند. گذشته از اتوپیای تامس مور، آثار زیر در ادبیات غرب شهرت دارد: “جمهوری جهانی” از آناکارسیس کلوتس (1794-1753م)، “روزگاران آینده”، “رؤیای والا” از ویکتور هوگو؛ “شهر آفتاب” از توماسو کامپانلا (1639-1568م)، “آتلانتیس نوین” اثر فرانسیس بیکن و…(روویون، فردریک؛ آرمانشهر در اندیشه­ی غرب، ترجمه­ی عباس باقری)

٢. در زمینه ادبیات تطبیقی ارمانشهری،تحقیقاتی انجام شده است.برای نمونه ر.ک.مقالات:در جستجوی ناکجا آباد(بررسی تطبیقی آرمان شهر در شعر جبران خلیل جبران وسهراب سپهری) فاروق نعمتی،”اندیشه آرمانشهری در اشعار فریدون مشیری و آدونیس” محمدرضا حاج بابایی،”آرمان شهر در اندیشۀ فروغ فرّخزاد و نازک الملائکه”محمود حیدری -سمیه زارع،و همچنین بنگرید به: “ادبیات آرمانشهری”،اعظم بابائی،”شهر آرمانی نظامی گنجوی و جامی”،علی محمدی آشنایی،”بررسی نوستالژی آرمان شهر در اشعار شاعران معاصر”اسماعیل موسوی-سیدکاظم موسوی-محمودآقاخانی ، “آرمان شهر در هفت پیکر”لیلا عظیم پور و…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه