قسمت و تقدیر

شبنم و شبتاب و شقایق ،شبی را کنار هم بودند و از قضا صحبت تقدیر به میان آمد که چرا من کرم شبتاب وتو شبنم و او شقایق شده است؟شبنم گفت: لابد تو عقلت رسید و موقعی که هستی را تقسیم می کردند از خدا نور خواستی و خدا به تو داد و شقایق زیبایی خواست و خدا به او داد و من عقلم نرسید تا دریا بخواهم و قطره خواستم و شبنم شدم!

 

شبتاب گفت : شبنم جان ، پیش از هستی که ما نبودیم تا بتوانیم چیزی بخواهیم! آن مهربان خالق وجود، به تقدیر حکیمانه خویش تقدیر هرکس را نیکو نهاد، ترا شبنم ،مرا شبتاب و این را شقایق نمود و اکنون ما هرسه ، همراه میلیاردها وجود دیگر در قلمرو هستی ، هست شدیم و این جهان چون چشم و خط و خال و ابروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست!

شبتاب ادامه داد: ما در امر تکوین و هستی خویش باید از تقدیر حکیمانه او خرسند و راضی باشیم که این راز کمال ما و نیز علاقه ما به خالق مان ست: پسندم آنچه را جانان پسندد!

آری هرکس و هرچیز که هست از وجود و هستی ، قسمت ، اندازه و تقدیری دارد که خدای مقدّر و اندازه گذار به او بخشیده است.یکی کرم شبتاب شده است ، دیگری خورشید، یکی برکه ، دیگری دریا، یکی شبنم ، دیگری باران ، کوه و دشت و کویر و جنگل و صحرا ، یکی ماهی و دیگری قو، یکی شیر ، دیگری آهو ، یکی قناری و دیگری تیهو و خلاصه خالق آن وجودها ،پیش از آنکه باشند تقدیرشان نموده و هستی بخشیده وهمه این آفرینش زیباست زیرا چنانکه گفتیم:

 

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست/ که هر چیزی به جای خویش نیکوست!

اما خداوند انسان را تقدیر ویژه ای نموده است :

اگر دیگر مخلوقات هستی ثابتی دارند، هستی او را متغیر رقم زده است. به او گوهر ” اختیار ” داده است تا تقدیر خویش را با این گوهر از صفر تا بی نهایت رقم زند. او می تواند با آزادی و اختیار از فرش به عرش رود یا از عرش به قعر سقوط کند، ابزار ابلیس شود یا از ملک هم پرّان شود و آنچه اندر وهم ناید ، آن شود!

 

سلمان شود یا بولهب، فاضل شود یا بی ادب،حاتم شود یا ممسک، ستمگر یا عادل!

 

“اختیار”گوهری است که انسان بدان ممتاز آفرینش و گل سرسبد هستی شده است و بدین سبب شایسته برداشتن بار “امانت” و مسجود ملایک شدن و آفرین خالق را حائز شدن که با خلقت او فرمود:فتبارک الله احسن الخالقین”!

تقدیر هیچ انسانی را خدای بزرگ و نیک آفرین، بدبختی و شقاوت رقم نزده است.این خود اوست که با اختیار، سعادت یا شقاوت را انتخاب می کند.

انسان انتخابگر است. اینکه در صراط رحمان راه بسپرد یا در راه شیطان ، به دست خود اوست. نبایدگناه انتخاب بد خویش را به گردن سرنوشت و تقدیر و قسمت حواله کند که عین بی انصافی ونابخردی است.

خدای مهربان موهبت عقل (پیامبر درون) و هادیان(پیامبران برون) را همراه او کرده است تا با اختیار، نیک گزین شود نه بدآیین و هزاران مشوق و حمایت و توفیق را هر لحظه فرا رویش نهاده تا سعادتمند شود نه شقاوتمند و خلیفه و حجت خویش را امام و حامی و حافظ و هادی او قرار داده است تا در کهف حصین امام زمان خویش از همه خطرات دنیوی و اخروی در امان باشد و با دستگیری او به اعلی علیین برسد و از فتنه ها در امان ماند.انتخاب راه و راهبر، به اختیار ماست، تا تقدیر و قسمت خود را رقم زنیم!

 

در عالم طبیعت کرم شبتاب، هرگزخورشید نمی شود ولی در عالم انسانی ، روزبهی نامسلمان با انتخاب و تلاش خوبش، می شود سلمان و تا ملکوت خانوادگی آل الله پرواز می کند و می شود:

” سلمانُ منّا اهل البیت”!

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه