هرچه تلاش کنی تا رنگ لباسی را که دیروز پوشیده یا اتوبوسی که سوار شده بودی راعوض کنی ، موفق نخواهی شد! گذشته هایت ، هرگز باز نخواهند گشت و چون به آنها نگاه می کنی گاهی حسرت و افسوس،گاهی ندامت و پشیمانی، گاهی غفلت و خطا و به ندرت گاهی احساس رضایت خواهی داشت.گذشته ها، یک سرمایه خرج شده و تمام گشته است.خوشا به حال کسی که از این سرمایه ، استفاده خوبی کرده و بهره ای اندوخته باشد…
اگر گذشته ها باز نمی گردند و قابل تغییر نیستند آیا نمی توان برای آنها کاری کرد؟ اهل تجربه می گویند بله می توانید.اولاً از آنها برای آینده تجربه بسازید؛ دوم برای جبران خطاها اقدام کنید و از خدا و مردم حلالیت بطلبید؛ سوم اگر توفیقاتی داشته اید خدا را سپاس گوئید و برای ادامه آن برنامه ریزی کنید؛چهارم به دیگران آگاهی بدهید تا از گذشته شما عبرت گیرند و استفاده کنند و پنجم آن را فراموش نکنید تا دوباره غفلت ها و خطاها تکرار نشود…
اما دانستن و اندیشیدن در گذشته های دیگران هم می تواند برای ما مفید باشد.ماهم در معرض همان رویدادها و حوادثی هستیم که دیگران در گذشته ها با آن روبرو بوده اند.سرگذشت آنها را پی بگیریم و از سرنوشت آنها عبرت اندوزیم.عاقل آنست که از یک سوراخ دوبار گزیده نشود.امیرمومنان (ع) به فرزندشان می فرمایند”اگرچه عمر درازی نداشتم تا گذشتگان را ببینم اما در تاریخ آنان چنان دقیق شدم که گوئی یکی از آنان شدم و حوادث را دیدم و تجربه اندوختم”و به اصطلاح ، گذشته را می توان چراغ راه آینده نمود.
بهترین گذشته هایی که بتوانید به آن افتخار کنید، گذشته ای است که به تعلیم و تعلم پرداخته باشید؛به هدایت کسی اقدام کرده باشید؛ ایتام آل محمد(ص)را دستگیری کرده مانع گرفتاری آنان در دام گمراهان شده باشید؛حقی را به پا کرده باشید؛معروفی را ترویج و از منکری جلوگیری نموده باشید؛و از همه بالاتر دست مردم را در دست امام و مولاشان گذاشته نام و یاد و راه صاحب الزمان(عج)را تبلیغ و در خدمتگزاری به آستانش،سرمایه عمر و جوانی و میانسالی و کهنسالی خود را صرف کرده تا لبخند رضایت ارباب را در پیشانی “گذشته” خود،حک نموده باشید…