پیوند و پیروى

 
 
 
 
 
از موجبات بزرگى ،پیوند با خوبان و پیروى از ایشان است؛ندیدى که سلمان ،از طریق پیوند با آل الله و پیروى از ایشان به رتبه اى رسید که در مقامش گفتند:”سلمانُ منّا اهل البیت”(سلمان ،از ما اهل بیت است)؟ پیوند با خوبان و پیروى از آنان باید به گونه اى باشد که خود را فانى در آنان کند و قدم جز بر قدم هاى ایشان ننهد.سلمان،چنان بود که حرکات و سکنات خود را با مولایش تنظیم مى نمود.در زمان پیامبر،با پیامبر و در زمان امیر مومنان با امیر مومنان. ما خوب تر از آل الله نداریم؛ پیوند طینت ما را از ازل بر مهر آنان زده اند؛چرا یار دیگر گیریم و دل به دگران سپاریم؟ حافظ خوب گفت:در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند/ تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود/ آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت/ که اگر سر برود از دل و از جان نرود/ گر رود از پی خوبان دل من معذور است/ درد دارد چه کند کز پی درمان نرود؟/ هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان/دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود…!
 
 پیوند و پیروى و همراهى را در یک کلمه جمع کرده اند و از آن به “معیّت” [مَعَ یعنى با ،مع الله یعنى با خدا]تعبیر کرده اند؛شما وقتى کسی را بسیار دوست بدارى، از او جدا نمى شوى و هماره با اویى و آرزو مى کنى که همیشه در کنارش باشى.خدای بزرگ که ما را بسیار دوست مى دارد؛نوید مى دهد که هماره با ماست هرکجا که باشیم!(وَ هُوَ مَعَکُمْ أَینَما کُنْتُمْ)؛ما نیز که امامان خویش را بسیار دوست مى داریم در فرازهای زیباى زیارت آرزو مى کنیم هماره با آنها باشیم هم در این سراى و هم در سرای دیگر(اَنْ یَجعَلنِی مَعَکُمْ فی الدُّنیا وَ الاخرهِ) و اصلاً از خدا مى خواهیم زندگى و مرگ ما را چون آنان و در راه آنان قرار دهد(اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ)؛یعنى هیچ چیز بین ما و آنها فاصله نیندازد؛ زیست ما چون آنان و کوچ کردن مان از این دنیا هم چون آنان باشد…
 
این معیت با پیشوایان از شاهراه اطاعت از خدا و رسول او مى گذرد که اگر کسی این راه را برگزید در آن سراى هم با راستان و شهیدان و صالحان و نیکو رفیقان خواهد بود و این همراهى قطع نمى شود و تا آخر ادامه دارد(وَ مَن یُطعِ الله وَ رسوله،فَأُوْلَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم منَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ) .آنان که چنین نکنند و معیت را برنگزینند و راه خود جدا کنند به گزارش قرآن، در آخرت افسوس خورند که اى کاش با فرستاده خدا بودم و در راه او مى شدم یا راهى را مى گزیدم که به “با او بودن” بیانجامد (یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلا)…امروز این با او بودن یعنى با امام عصر (ع) بودن که اوست ذخیره خدا(بقیه الله)براى روزگار ما و وارث همه پیشوایان قبلى و مهربان ترین و داناترین و زیباترین پیشواى زمانه که معیت قلبى با او،شرافت و افتخار است براى همه چشم براهانش…
 
ممنون آموزگاران خویشیم که ما را با خدا آشنا کردند و دانستیم مهربان خالق خود را همواره در کنار خود داریم و با داشتن او نباید هیچگاه اسیر یأس و تنهائى شویم و نیز به ما آموختند که آن خداى مهربان،پیشوایانى را براى ما فرستاده تا در معیت آنها هدایت شویم و راه سعادت پوئیم.پیشوایانى که شیوه زندگى را یادمان دادند و معرفت آموختند و چنان دوست مان شدند که دل کندن از آنها برایمان امکان پذیر نبوده و نیست.دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل است/هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل است/من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست/دوستان معذور داریدم که پایم در گل است/باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان/ترک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقل است/گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست/همچنانش در میان جان شیرین منزل است/سعدی آسان است با هر کس گرفتن دوستى/ لیک چون پیوند شد خو، باز کردن مشکل است…!
 
————————–
١.بحارالانوار،ج١٠،ص١٢٣.
٢.سوره حدید،آیه۴.
٣.مفاتیح،زیاره عاشورا.
۴.همان.
۵.سوره نساء،آیه۶٩.
۶.سوره فرقان،آیه٢٧.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه