-: در معناى غیبت گفتید،غیبت امام ،جسمانى و ظاهرى است نه روحانى و معنوى؛و اضافه کردید:امام ظهور ندارد ولى حضور دارد؛و گفتید غیبت امام فقط به این معناست که با چشم ،ایشان را نمى بینیم و یا مى بینیم و نمى شناسیم١. حال سوال این است که چگونه مى توان از نظر معنوى با امام پیوند گیریم و رابطه قلبى برقرار کنیم و محبوب ایشان شویم؟ گفتم:بسیار پرسش خوبى است.پاسخ را از خود امام زمان (ع)بشنویم:”هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مىسازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند٢”.این جمله کوتاه،کلید رابطه معنوى با امام است؛بلکه یک میزان و ترازو براى هر منتظر است که خودش را در آن بسنجد:آیا این گفتار یا رفتار من،مورد رضایت و خشنودى امام است یا امام از آن ناراضى و ناخشنود است؟ با توجه به معیارها،هرکس مى تواند تشخیص دهد چه اعمالى او را محبوب مولایش نموده و چه اعمالى دور مى سازد…
گفت: پیوند دوستى،معیار خوبى است.طبیعى است که امام هرگز همنشین افراد فاسد و فاجر و هتّاک نمى شود بلکه با صالحان و پرواپیشگان و نیکان، مأنوس و دوست مى گردد و طالبان پیوند با او باید این معیار را رعایت کنند. قطعاً منتظران امام مى دانند مولاشان با قرآن پیوند ناگسستنى دارد؛به نماز و عبادت و طاعت،أُنس وافر دارد و اهل همه گونه اعمال خیر است؛پس باید اینگونه شوند تا محبوب مولاشان گردند.البته هرگز به درجه امام نمى رسند ولى به معیارهاى امام نزدیک مى گردند.امیر مومنان على(ع) فرمود:”بدانکه هر مأمومی را امامی است که به او اقتدا میکند، و از نور علمش بهره میگیرد. آگاه باش امام شما از تمام دنیایش به دو جامه کهنه، و از خوراکش به دو قرص نان قناعت نموده که البته شما قدرت چنین روشى را ندارید اما مرا یارى کنید با تقوى و کوشش در عبادت و پاکدامنى و درست٣…”؛باید بین پیشوا و پیرو ،سنخیتى باشد؛ نوریان مر نوریان را طالبند/ناریان مر ناریان را جاذبند؛ شرط پیوند شبیه ساختن و نزدیک کردن خود با امام و پیمودن راه اوست …
گفت:چند توصیه مشخص؛ گفتم:احساس حضور کردن؛امام را شاهد و ناظر خود دیدن؛امام را از خود و پدر و مادر و همسر و فرزند،بیشتر دوست داشتن؛مشق محبت او کردن با انجام همه اعمال مستحبى به نیابت ایشان،صدقه دادن براى سلامتى آن حضرت؛دعا کردن براى سلامتى و فرج امام در نمازها، نیایش ها و همه اوقات؛بالا بردن معرفت خود نسبت به ایشان با مطالعه کتاب هاى مربوطه؛خدمتگزارى امام با دستگیرى از ضعیفان و گمراهان و نیازمندان؛دفاع و مرزبانى از دین و امام در برابر مخالفان و منحرفان؛ آشنا کردن دور افتادگان و غافلان با راه امام؛توبه از خطاها و گناهان و تلاش براى طهارت نفس از محرّمات فکرى و عملى؛محاسبه خویش در پایان هر روز به اینکه امروز چه کارهائى در جهت پیوند و دوستى امام انجام داده ام؛بذل مال و ثروت و تخصص و هنر و مهارت خویش در راه خدمات مهدوى،تربیت نسل منتظر و مرزبان و مدافع امامت و مهدویت و ازدیاد یاران و دوستان آن حضرت،از طریق تربیت و تبلیغ و تالیف و آموزش و همایش و مجالس مهدوى…
نوید پرسید:آیا امام از این خدمات آگاه مى شود و ما را در انجام آنها یارى مى کند؟ گفتم:البته،خود ایشان در همان نامه به شیخ مفید فرمود:”ما در رعایت حال شما کوتاهى نمىکنیم و یاد شما را از خاطر نمى بریم، که اگر جز این بود، گرفتارىها به شما روى مىآورد و دشمنان، ریشه شما را کنده بودند.پس تقوى پیشه کنید و ما را یارى نمائید…و در امور تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه ،کار ما بود! در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید؛ مقصد خود را با دوستى ما و به سوى ما بر اساس راهى که روشن است ،قرار دهید…” سپس مى فرمایند، اگر اینگونه باشید و با امام پیوند گیرید، دوران غیبت هم کوتاه شده و زودتر به دیدار امام نائل مى شوید:”اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مىداشتند و عهد و پیمان را محترم مىشمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمىافتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مىشدند۴…”
————————–
١.فردى از امام کاظم(ع)پرسید: آیا از امامان کسى غایب مىشود؟ فرمود:بلى، شخص او از دیدگان مردم غایب مىشود ولى یاد او از دلهاى مؤمنان نهان نمىشود و او دوازدهمین نفر از ما است. بحارالانوار، ج۵۱، ص ۱۵۰٫.
٢و ۴.فرازهائى از دو نامه و توقیع امام عصر(ع)به شیخ مفید،احتجاج طبرسى،ج٢،صص۵٩٧-۶٠٢.
٣.نهج البلاغه، نامه۴۵.