پرچم های برافراشته

پرچم ها نماد هویت و علامت ممیزه شخصیت های حقوقی، جمعیت ها، احزاب ، تشکل ها ، سازمان ها و در مقیاس وسیع تر ملت ها، کشورها و نهادهای ملی و بین المللی و حتی ادیان است.برای پرچم ها در فرهنگ های مختلف جایگاه و آداب خاص بعضا متفاوتی وجود دارد اما در همه آن ها پرچمی که در اهتزاز است به معنای حیات و پویائی و حرکت و بالندگی است و برای آن مراسم ویژه ای در بعضی نقاط جهان وجود دارد.

پرچم ها در همه جا حتی در جنگ ها، همیشه حضور داشته و برفراز بودن آن ، نشان حیات و پیروزی لشکر بوده است و علمداران و پرچمداران ، از شجاع ترین ها انتخاب می شده اند تا پرچم را هماره برفراز نگهدارند و سپاهیان با دیدن پرچم برفراز، بدانند لشکرشان پایدار و پیروز است و از آن نیرو گرفته فداکاری بیشتری نشان دهند.

پیامبر اکرم(ص) را در جنگ ها پرچمی بود که پس از ایشان نزد امامان نگهداری می شد و به اهتزاز در نیامد تا ظهور صاحب الزمان (ع) که خداوند او را به سه هزار فرشته مؤید خواهد ساخت١. در میدان کربلا نیز،علمدار لشکر امام حسین‌«ع‌»،حضرت اباالفضل بود که امام پرچم را بدو داد و فرمود”أنت صاحب لوائی” تو پرچمدار من هستی.از شعار عرب هاى‌عراقى عزادار که اغلب اوقات از صحن و سرای آن حضرت بلند است این شعار است:«رفع الله رایه العباس‌»،یعنی پرچم عباس، افراشته باد یا خدا هماره پرچم عباس را برافراشته دارد.

امام صادق(ع) فرمود:”ما اهل بیت را پرچمی است که بر آن نوشته شده است”البیعه لله”.هرکس همراه آن باشد ملحق به ماست اما آنان که از آن جلو زنند منافق اند و عقب ماندگان از آن، تباه شده گان”.٢ روایات دیگر نیز برهمین شعار در پرچم امام عصر ارواحنا فداه تأکید نموده اند.٣
اما در عصرغیبت آن حضرت که پرچم “البیعه لله”(بیعت وپیمان از آن خداست) برافراشته نیست، هر مجلس یاد، هر کلاس آموزش، هر همایش و سمینار و کنفرانس و یادواره ای که برای اعلای نام او برپا شود در حکم پرچم اوست.هر مسجد و مهدیه و مدرسه و موسسه وحسینیه و درمانگاه بیمارستان و دارالایتام و بنیاد خیریه و
قرض الحسنه و هیأتی که به نام آن حضرت تأسیس گردد گوئی رایت و علامت و پرچم اوست که در اهتزاز است زیرا نشان راه اوست و انسانها را متوجه او و متمسک به او می نماید و یاورانش را افزون می کند.
این است که هرکس پرچم مهدی را در غیبتش افراشته می خواهد بر او فرض است این نمادها را افزون کند و بر فعالیت های مهدوی بیفزاید تا با اوج گرفتن این تلاش ها و گسترش نام و یادش در همه پهنه های اجتماعی پرچم های انتظار هماره برافراشته باشند…

١.کنز العمال للمتقی الهندی فی سنن الاقوال والافعال لعلی بن حسام الدین عن علی قال : الى ان قال المهدی …. یخرج برایه النبی صلى الله علیه و سلم من مرط معلمه سوداء مربعه فیها حجر لم تنشر منذ توفی رسول الله صلى الله علیه و سلم ولا تنشر حتى یخرج المهدی یمده الله بثلاثه آلف من الملائکه یضربون وجوه من خالفهم وأدبارهم یبعث وهو ما بین الثلاثین إلى الأربعین ) ج١۴ص۶٨١.
٢.”عن ابی عبد الله( ع): إنّ لنا أهل البیت رایه من تقدّمها مرق ومن تأخر عنها زهق ومن تبعها لحق یکون مکتوباً فیها البیعه لله.”مائتان وخمسون علامه” ص١۵.همچنین:”ذکرنا خروج القائم علیه السلام عند أبی عبدالله (ع) فقلت له: کیف لنا أن نعلم ذلک؟ فقال: یصبح أحدکم وتحت رأسه صحیفه علیها مکتوب ” طاعه معروفه “وروی أنه یکون فی رایه المهدی علیه السلام ” البیعه لله عزوجل”.کمال الدین وتمام النعمه ص۶۵۴ومنتخب الانوار المضیئه.
٣.قال رسول الله (ص): یاعلی ، لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یملک رجل من عترتک ، یقال له المهدی ، یهدی إلى الله عزوجل ویهتدی به العرب ، کما هدیت أنت الکفار والمشرکین من الضلاله . ثم قال : ومکتوب على راحتیه بایعوه فإن البیعه لله عزوجل . معجم احادیث المهدی (ع)”ج١-ص ١٧٨.

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه