ویژگى ها

 
 
 
 
 
عنوان رساله اش،ویژگى هاى پیامبران راستین بود. با استاد راهنما به توافق رسیده بود هم یک نگاه تاریخى را در رساله تعقیب کند و هم یک نگاه درون دینى و متنى را. البته او در حاشیه مى خواست نگاهى هم داشته باشد به ویژگى هاى پیامبران بدلى یا مدعیان دروغین رسالت.فیش هاى متعددى با تکیه بر مطالعات تاریخى تهیه کرده بود مثل سلوک فردى،اخلاقى،خانوادگى و اجتماعى حضرات موسى و عیسى و محمد علیهم السلام که بخش اول کارش را شکل مى داد اما در بخش دوم که تأکید بر متون دینى بود،آیاتى از قرآن را برگزیده بود که ویژگى هاى پیامبران را بر شمرده به ویژه در مورد شخص پیامبر اسلام اینگونه ایشان را توصیف مى نمود:اى پیامبر! همانا ما تو را “گواه” (بر مردم) و “بشارت دهنده” و “بیم‌ دهنده” فرستادیم و “دعوت کننده به سوى خدا به فرمان او” و “چراغى تابان” ،قرار دادیم( یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً وَ داعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً )…
 
او مى بایست در مورد هریک از این ویژگى ها،توضیحاتى را ارائه نماید:شاهد،مبشّر،نذیر،داعی ،سراج منیر. استاد راهنما او را به تفاسیر ارجاع داده بود تا مفهوم این واژه ها را دقیقاً تبیین نماید. او هم چنین کرده بود اما مى بایست اول خودش مى فهمید کارکرد این صفات چیست؟ بعضى نمادهاى زندگى امروزى به کمک او آمد:دوربین های شهرى در خیابان هاکه همه رویدادها را ضبط مى کند،پیامبر نیز ناظر بر همه کارهاى ماست(شاهد)؛تابلوها و علائم راهنمائى و جاده اى که مشخص مى کند چه خطرى در کمین ماست یا چقدر به مقصد نزدیک شده ایم(مبشّر و منذر)؛ همچنین معدود امواج خوب رسانه اى که وقتى روى فرکانس آنها قرار مى گیرید،شما را دعوت به خوبى ها و متذکر به خدا مى کند(داعى الى الله)؛چراغ هاى اتومبیلتان که در شب هاى تاریک و ظلمانى مسیر حرکت شما را روشن مى کنند(سراج منیر)…البته کارکرد هاى معنوى فرستاده خدا بسیار فراتر از این مثال هاست اما مى توانست به تقریب ذهن کمک کند…
 
با تأمل روى کارکردهاى پیامبر،مى خواست نشان دهد خداى مهربان،فرستاده اى را به سوى ما گسیل داشته که یکپارچه رحمت است: هم به سرانجام نیک و بد رفتارهاى ما هشدار مى دهد؛ هم راه زندگى سعادتمندانه را نشان داده و مسیر رفتن به سوى آن را روشن مى نماید و هم شاهد و ناظر بر زندگى ماست و این ویژگی اش،ما را برمى انگیزد که در منظر و مشهد او ،خطائى مرتکب نشویم…تصمیم گرفت آزمایشى هم انجام دهد،این پنج ویژگى را روى چهار برگه نوشت و به چند نفر از دوستانش داد و گفت:چه احساسى دارید وقتى مى دانید کسى همراه شماست که شما را از هر خطرى مواظبت مى کند و راه رسیدن شما را به مقصدتان نشان مى دهد و شاهد هم هست که چه مى کنید تا اگر بیراهه رفتید دوباره شما را کمک  کند به راه خدا بازگردید.همه گفتند:مخلص او هم هستیم که اینقدر به فکر ماست…!
 
هنوز کارش را تمام شده نمى دید.مى خواست بداند چرا امروز ما به این کارکردهاى صفات و ویژگى هاى پیامبر توجه نداریم؟چرا او را شاهد زندگى خود نمى دانیم؟چرا به بشارات و انذارهایش توجه نمى کنیم؟چرا از نور هدایتش بهره نمى بریم؟چرا بعضاً در دام مدعیان دروغین افتاده و به آنها سوارى مى دهیم؟چرا وقتى مى بینیم کسى در دام آنها افتاده،بى تفاوت مى مانیم و اقدامى نمى کنیم…؟با خود گفت در آخر رساله حتماً به این مطالب اشاره خواهم نمود و خواهم گفت ما به عنوان انسان معاصر اگر بخواهیم از بحران هاى حادّ زندگى امروزى خلاص شویم باید به راه و پیام آن رسولان پاک توجه کنیم که هم مهربان به ما هستند و هم شیشه داروى دردهاى ما در دست آنهاست…
 
 
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه