آیا می توان وقتى برای ظهور تعیین کرد؟ آیا اصلاً وقتى برای ظهور تعیین شده است؟ آیا بیان نشانه های ظهور، نوعى تعیین وقت نیست؟ آیا جملاتى همچون”ظهور نزدیک است” نوعى تعیین وقت محسوب نمى شود؟ آیا تحلیل هایی همچون ظهور صغرىٰ و کبرىٰ، تعیین کردن زمانى برای ظهور نیست؟… این سوالات و سوالاتى مشابه در سالهای اخیر بسیار مطرح شده و هنوز هم مطرح است و متأسفانه بخاطر عدم تبیین کامل آن موجب انحرافاتى شده و مدعیان دروغینى ظهور کرده اند و خود را با عناوینى چون ظهور یمانى یا سید خراسانى یا …به عنوان مقدمه ظهور مطرح کرده و تطبیق هایی بین روایات با بعضی رویدادهاى خاورمیانه نموده و عده ای را فریفته اند…
مهم ترین اصل در برخورد با چنین جریان های انحرافى، نهى صریح از هرگونه تعیین وقت برای ظهور است.شخص امام عصر ارواحنا فداه ، در عبارتى صراحتاً اعلام فرمودند که زمان ظهور ، فقط در اختیار خداست و تعیین کنندگان وقت برای ظهور، دروغگو هستند: “أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ اِلىَ اللّه ِ وَ کَـذِبَ الْوَقـّاتـُونَ”…
مطابق این فرمایش باید باور داشت نه وقتى برای ظهور تعیین شده و نه اساساً کسی مى تواند وقتى برای ظهور تعیین نماید.بنابر این به صراحت باید گفت: بیان هرگونه علائم و نشانه های ظهور، اگر منجر به نوعى تعیین وقت شود، نیز انحرافى است و گوینده اش دروغگو محسوب مى گردد.مثلاً اگر کسی بگوید:ظهور نزدیک است و منظورش از نزدیکى این باشد که مثلاً در ده سال آینده ظهور واقع می شود نیز مشمول همین واژه ” وقّاتون=تعیین کننده های وقت) خواهد شد و باید او را دروغگو محسوب نمود.
اما در مورد نشانه ها و علائم ظهور باید گفت همه آنها “بداپذیر” هستند و قطعی نمی باشند. بدا پذیر یعنى اینکه دست خدا در تغییر آنها باز است و به تعبیر قرآن محو و اثباتش دست خداست(یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده أمّ الکتاب) و خدا به مصالحى ممکن است اراده فرماید بدون رخ دادن آنها ، ظهور را رقم زند.بر همین اساس است که به جای انتظار برای واقع شدن علائم ظهور یا توجیه وقایع روز با علائم ظهور، باید منتظر هر لحظه ای ظهور شد و روایت ” یصلح الله أمره فی لیله”-یعنى خداوند در یک شب امر ظهورش را اصلاح مى فرماید-بر همین نکته دلالت دارد که دقیقاً با روح انتظار سازگار است که در هر لحظه و ساعتى و هر شب و روزی منتظر رویداد ظهور باشیم…
نکته آخر اینکه ،ضمن آمادگی هر لحظه ای برای ظهور، باید اهتمام ما به انجام وظیفه باشد نه اینکه وقت خود را با تطبیق و توجیه علائم ، تلف کنیم.باید ببینیم تکلیف و وظیفه ما بر اساس منشور انتظار چیست همان را انجام دهیم، حتى اگر مقدر باشد بنابر مصالح الاهیه به این زودی ها ظهور واقع نشود.تکلیف ما از یکسو انجام وظیفه و از سوی دیگر دعا برای تعجیل فرج است.این دوگانه یعنى دعا و انجام وظیفه، دور شدن از انحراف “وقّاتون” است.