وصیت به معناى عهد نمودن، فرمان دادن، سفارش و موعظه کردن و اندرز گفتن به عنوان آخرین توصیه ها به عزیزان پیش از سفر یا هنگام نزدیک شدن مرگ است.قسمتى از آن مى تواند توصیه هائی در امور شخصى مثل اموال و فرزندان و خانواده باشد اما عمده اش در امور اعتقادی و ماحصل تجربه های زندگى و راهبردهاى وصول به سعادت دنیوى و اخروی برای خانواده و دوستان و دیگر مخاطبان باشد.مثلاً پیامبر اکرم(ص)هنگام ارتحال،در حدیث مشهور به” ثقلین” همگان را بعد از خویش برای دور ماندن از گمراهى به چنگ زدن به قرآن و عترت ،وصیت فرمود.امیر مومنان على علیه السلام نیز وصایائى برای فرزندان و خاندان خویش و همچنین برای بعضى اصحاب مثل کمیل و ابوذر و…فرموده اند که متونى جاودانه برای همه رهروان راه ایشان در طول قرون و اعصار است.تفاوت متون اخلاقى با وصایا را مى توان در اهمیت موقعیت وصیت برشمرد زیرا وصیت کننده گوئى انتظار دیدار مجدد را ندارد و مى خواهد ثمره عمر و میراث علمى و تجارب شخصى خود را در کلماتى کوتاه برای عزیزان خود شرح دهد.کسانى هم که مخاطبان وصیت هستند به رسم ارادت این توصیه ها را جدّى گرفته و به آن عمل مى کنند تا رضایت خاطر او را فراهم آورند…
در میان وصایای امیر مومنان علیه السلام،بلندترین و جامع ترین وصیت،وصیتى به حضرت مجتبى علیه السلام است که بعد از بازگشت از جنگ صفین در منطقه ای بنام حاضرین در سال ٣٨ هجرى نوشته اند که حاوی نکات معرفتى و تربیتی بلندى است که به عنوان نامه سی و یکم در نهج البلاغه آمده است.موضوعات این وصیت عبارتند از:انسان و حوادث روزگار، مراحل خودسازى،اخلاق اجتماعى،شتاب در تربیت فرزند،روش تربیت فرزند،ضرورت توجه به معنویّات،ضرورت آخرت گرایى، معیارهاى روابط اجتماعى، تلاش در جمع آورى زاد و توشه،نشانه هاى رحمت الهى،شرائط اجابت دعا،ضرورت یاد مرگ، شناخت دنیا پرستان،ضرورت واقع نگرى در زندگى (ارزشهاى گوناگون اخلاقى)،حقوق دوستان ،ارزشهاى اخلاقى، جایگاه زن و فرهنگ پرهیز .فرازی از این وصیت:”به نیکىها امر کن و خود نیکوکار باش، و با دست و زبان بدی ها را انکار کن، و بکوش تا از بدکاران دور باشى، و در راه خدا آنگونه که شایسته است تلاش کن، و هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براى حق در مشکلات و سختىها شنا کن، شناخت خود را در دین به کمال رسان، خود را براى استقامت برابر مشکلات عادت ده، که شکیبایى در راه حق عادتى پسندیده است، در تمام کارها خود را به خدا وpiاگذار، که به پناهگاه مطمئن و نیرومندى رسیدهاى، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، که بخشیدن و محروم کردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خیر و نیکى داشته باش. وصیّت مرا بدرستى دریاب، و به سادگى از آن نگذر، زیرا بهترین سخن آن است که سودمند باشد، بدان علمى که سودمند نباشد، فایدهاى نخواهد داشت، و دانشى که سزاوار یاد گیرى نیست سودى ندارد….
وصیت دیگر آن حضرت،بعد از ضربت خوردن است که خطاب به دو فرزند خویش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام فرموده اند.فرازی از این وصیت:”شما را به تقوا و پرهیز کارى و ترس از خداوند سفارش مىکنم،در پى دنیا پرستىنباشید گر چه به سراغ شما آید.بر آنچه از دنیا از دست مىدهید تاسف مخورید! سخن حق بگوئید و براى اجر و پاداش(الهى)کار کنید؛ دشمن سر سخت ظالم،و یاور و همکار مظلوم باشید! من شما و تمام فرزندان و خاندانم و کسانى را که این وصیت نامهام به آنها مى رسد به تقوا و ترس از خداوند،نظم در امور خود،و اصلاح ذات البین،سفارش مى کنم!زیرا که من از جدّ شما-صلى الله علیه و اله-شنیدم مىفرمود:«اصلاح بین مردم از نماز و روزه برتر است». خدا را!خدا را!در مورد«یتیمان»،نکند آنها گاهى سیر و گاهى گرسنه بمانند،نکند آنها در حضور شما در اثر عدم رسیدگى از بین بروند! خدا را خدا را!که در مورد«همسایگان»خود خوش رفتارى کنید،چرا کهآنان مورد توصیه و سفارش پیامبر شما هستند.وى همواره نسبت به همسایگان سفارش می فرمود تا آنجا که ما گمان بردیم بزودى سهمیهاى از ارث برایشان قرار خواهد داد! خدا را خدا را!در توجه به«قرآن»،نکند دیگران در عمل بآن از شما پیشى گیرند…”
وصیت دیگر،وصیتى است خطاب به جناب اباذر غفاری.فرازی از آن :”اى اباذر،عمل کن به آنچه به تو وصیت مى کنم تا سعادتمند شوی:طوری در دنیا زندگى کن که گوئى در آن همچون غریب یا رهگذرى؛ از عمرت بیش از درهم و دینارت محافظت و بهره بردارى کن؛به کوچکى گناه منگر بلکه بنگر چه کسی را عصیان مى کنى؛هیچ عضوی از تو همچون زبانت سزاورتر به زندانى شدن نیست…”
و وصیت بسیار ارزنده ای هم خطاب به جناب کمیل دارند:فرازى از آن: “پیامبر(ص)را خدا و مرا پیامبر تربیت نمود و مومنان را من ادب مى آموزم و برای گرامیان ادب را ارث مى نهم.علم را جز از ما مگیر تا از ما باشى؛هیچ حرکتى نیست مگر آنکه در آن نیازمند معرفت و شناخت باشی؛هیچ دانشی نیست مگر آنکه من سرآغازش باشم و هیچ رازی نیست مگر آنکه حضرت قائم علیه السلام آن را به پایان خواهد برد…”
اگر خود را ارادتمند آستان علوى مى شماریم،در وصایای او درنگى کنیم اگر نه هر روز،کمینه هفته اى یک بار و از روح قدسی اش مسئلت کنیم تا ما را به فرزندش برساند تا رازهای ناگشوده را برایمان آشکار نماید…