وصیت

 
 
 
 
 
در این نشست قرار بود در مورد “وصیت”گفتگو شود.امیر گفت: نمى دانم چرا بعضى افکار خرافى در مورد وصیت وجود دارد مثل اینکه وصیت،شگون ندارد و از عمر مى کاهد؟! مى شود دوستان در این زمینه توضیح دهند؟ سعید : برعکس وصیت،نظم بخشی و ساماندهى است و بر دوام امور در مجراى صحیح کمک مى کند و آرامش خیال مى آورد و چه بسا بر عمر مى افزاید! وصیت به معناى سفارش براى انجام امورى پس از مرگ است که اموالى به افراد داده  یا قیّمى براى اولاد تعیین شود.قرآن کریم وصیت را حقى بر عهده پرهیزکاران مى داند:هنگامى که مرگ یکى از شما فرارسد، اگر اندوخته خوبى از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت کند. این حقى است بر پرهیزکاران(کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ١).پیامبر خدا فرمود: “سزاوار نیست مسلمان شب بخوابد، مگر این که وصیت نامه اش زیر سر او باشد٢.نیز فرمود: هر کس هنگام مرگ، وصیتش نیکو نباشد در مروت و عقل او نقصان است٣”.امام باقر (ع) فرمود: کسى که هنگام مرگ براى خویشاوندانش وصیت نکند، عمل خود را با معصیت ختم کرده است…۵ 

 

امیر پرسید:آیا با وجود قانون ارث، وصیت کردن ضرورتى دارد؟ على در پاسخ گفت: تنها یک عده از بستگان، از قانون ارث آن هم روى حساب معینى، بهره مند مى شوند،چه بسا عده اى دیگر از فامیل نیاز مبرم به کمک‌هاى مالى داشته باشند. از سوى دیگر، گاهى مبلغ ارث در مورد بعضى از وارثان پاسخگوى نیازشان نیست. همچنین گاهى انسان مایل است کارهاى خیرى انجام دهد؛ اما در زمان حیاتش موفق به آن نشده است؛ از این رو، عقل و منطق ایجاب مى کند که از اموال خود براى پس از مرگش برخوردار شود.افزون بر این موارد، گاهى ممکن است دیونى شرعى بر عهده انسان باشد و یا به اشخاصى بدهکار باشد و آنها را نپرداخته باشد، بر او واجب است نسبت به آن‌ها وصیت کند.لذا در کنار قانون ارث، وصیت نیز مقرر گردید و به مسلمانان اجازه داده شد که نسبت به یک سوم از اموال خود براى پس از مرگ خویش تصمیم بگیرند. وصیت، نوعى واقع بینى و دوراندیشى غیرقابل انکار است…

 

مسعود گفت:کسى که نشانه هاى مرگ را در خود مى بیند باید تکلیف بدهى هاى خود را معین و نسبت به آنها وصیت نماید.امور شرعى مثل خمس و زکات؛نماز و روزه قضا،مظالم و کفارات و حجى که بر عهده او بوده و انجام نشده و…را تعیین نماید.انسان حق دارد در مورد یک سوم اموالش در مصارف خیر،وصیت نماید؛در مورد بیش از آن باید ورثه رضایت دهند.شایسته آن است که انسان، وصى خودش باشد و تا آنجا که مى تواند امورش را به دست دیگران نسپارد.على (ع)فرمود: اى فرزند آدم! خود وصى خویش در مالت باش و آنچه مى خواهى دیگران بعد از تو انجام دهند، خودت انجام بده۶”.انسان باید وصیت خود را وسیله اى براى جبران کوتاهی‌هاى گذشته قرار دهد، حتى اگر کسانى از بستگان نسبت به او بى مهرى داشته اند، از طریق وصیت به آنان محبت کند؛وصیت، باید «معروف» و مورد پسند شرع و عقل باشد؛ بى رویه، غیرمنطقى و تابع حبّ و بغض شخصى نباشد. اگر خداى ناکرده، کسى به طور غیرمتعارف و بى‌توجه به موازین اسلامى وصیت کند و عامل ناراحتى و فتنه در میان بازماندگانش گردد، تمام کارهاى خیرش از بین مى رود…

 

سروش گفت:نباید وصیت،فقط در امور مالى منحصر شود.شایسته است انسان در مورد امور اعتقادى، اخلاقى، تربیتى و خدمتگزارى و مرزبانى از حریم ولایت و امام زمان علیه السلام ،حتى تجربیات یک عمر زندگى خویش،براى بازمانگان خود وصیت نماید تا وقتى در وصیت انسان مى نگرند براى زندگى خود توشه اى برگیرند و از حاصل یک عمر،استفاده کنند و راه هاى شکست خورده را دوباره نپیمایند و برعکس تجربیات موفق را سرمشق خود سازند.یکى از بهترین وصیت ها در این موضوع،وصیت امام على به امام حسن و امام حسین علیهم السلام است که باید بارها و بارها آن را خواند و توشه برداشت٧؛همچنین است وصیت امام حسن(ع)به جناده در آخرین ساعات عمر شریفشان که در نشست قبل به آن اشاره شد.تأمل در این وصایا و آوردن بخش هائى از آنها در وصیت نامه خود،براى ارائه آخرین سفارش هاى سرنوشت ساز به خانواده،زیبا خواهد بود…

 
————–
١.سوره بقره آیه ١٨٠
٢.وسائل الشیعه، ج ١٣، ص ٣۵٢
٣. همان، ص ٣۵٣
۴. همان.
۵.همان، ص ٣۵۵
۶.همان،حکمت٢۴۶
٧.همان،نامه٣١

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه