اگر یک شرکت کوچک اقتصادی تاسیس کرده باشید مى دانید تکلیف شرکت از جنبه تعیین مدیران وظایف و اختیارات آنها و حقوق سهامداران و نحوه ایجاد تغییرات و نیز تداوم یا انحلال شرکت همگى در اساسنامه و نیز قانون تجارت مشخص شده است.چطور باور مى کنید خداى متعال در مورد رهبری و ادامه راه اسلام پس از پیامبرش برای تعیین مسیر و رهبرى و هدایت میلیاردها مسلمان چیزی نگفته و برنامه اى ارائه نداده و تکلیف جانشینى را مشخص ننموده و نقشه راه این دین جاودانه را برای قرون بعدى بیان نکرده باشد ؟! آیا با عقل سازگار است؟ آیا شما هنگام مسافرت طولانى، تکلیف مدیریت شرکت یا موسسه یا اداره حتى خانواده خود را مشخص و کسی را به عنوان سرپرست یا مدیر تعیین نمى کنید؟چرا، تعیین مى کنید.این تعیین هم عقلانى است و هم شرعى و دینى …
آماده سازی مردم برای پذیرش جانشین پیامبر از همان ابتدای اسلام انجام شد. آنجا که در “یوم الدار”، پیامبر قصد تبلیغ و دعوت بزرگان قوم از خانواده خویش را داشت ،سخن از جانشینى به میان آورد و همانجا على علیه السلام را به عنوان جانشین خویش معین فرمود.بعد از آن نیز در مناسبت های متعدد دیگر مثل حدیث رایت در جنگ خیبر و حدیث تشبیه جانشینى على برای خویش به جانشینى هارون برای موسی (آنت منى بمنزله هارون من موسى الّا أنّه لا نبیّ بعدى) و امثال آن تأکید نمود و بعد بطور فراگیر و واضح در غدیر خم اقدام به گرفتن بیعت برای وفاداری به او ،این آمادگى و مستند سازی (جانشینى على و فرزندان او برای رهبری اسلام پس از خویش ) را نهادینه نمود…
در یک سند جاودانه آسمانى نیز به نام حدیث شریف لوح ، که بمناسبت هدیه میلاد حسین بن على(ع)برای فاطمه (س) فرستاده شد،اسامى امامان دوازده گانه و صفات و ویژگى های آنان تعیین گردید که توسط جابر صحابى وفادار پیامبر مستند سازى گردید.این مستندات آن چنان انبوه است که فریقین بر آن اذعان داشته و در مجموعه هائی گرانسنگى چون الغدیرو عبقات الانوار،به تفصیل با ذکر منابع متعدد،گردآورى و تبیین گردیده است.چنانکه کتاب های متعددی در تأویل بسیارى از آیات قرآن بر امر وصایت و جانشینى،در طول سالیان تالیف شده است…
نه خداوند و نه رسولش در امر امامت و خلافت پس از پیامبر،سکوت و کم کارى نکردند و همه مطالب مورد نیاز برای ادامه راه اسلام پس از دوران نبوت را کاملاً تبیین نمودند…اما ماجراهائى پس از ارتحال پیامبر(ص)پیش آمد که مسیر اسلام را به سوی دیگرى برد…خلافت پیامبر جز چند سال کوتاه آن هم پس از بیست و پنج سال خانه نشینى ،در دستان امیر مومنان (ع)قرار نگرفت که آن هم با چالش هائى چون جنگ های ناکثین و قاسطین و مارقین همراه شد و سرانجام نیز با شهادت آن حضرت در محراب خاتمه یافت و حکومت در دست نا اهلان افتاد…اما امامت که منصبى الاهى بود در امامان ادامه یافت تا امروز که نوبت به حضرت حجه بن الحسن العسکرى رسیده و در دوران امامت ایشان هستیم و فیوضات و هدایت های الاهى از طریق ایشان به ما مى رسد و موظف به اطاعت از ایشان هستیم…