همه گرفتاری های او از یک وسوسه آغاز شد:کارش را رها کرد و خانه و مغازه اش را فروخت و مقادیرى هم از این و آن قرض کرد و به امید میلیاردر شدن همه آن وجوهات را در اختیار کسی نهاد که گفته بود تو را یکساله صاحب آلاف و اولوف می کنم! وسوسه آن فرد او را به یک تصمیم عجولانه انداخت و همان شد که امروز به نان شب محتاج شده و شرمنده همسر و فرزندان و طلبکاران و آبروی چندین ساله است و در انتظار زندان یا یک سکته قلبی و تمام!
وسوسه،اجبار نیست بلکه یک دعوت شیرین و فریبنده است. این توهستی که این دعوت را قبول و یا رد می کنی.برای نمونه همین قهرمان داستان ما در مقابل آن وسوسه ، می توانست با اراده و انتخاب خود، مقاومت کند و بگوید من به همین زندگی معمولى قانعم و میلیاردر شدن را نمى خواهم و در نتیجه اکنون راحت کنار خانواده زندگى کند و این عاقبت را هم نداشته باشد.وسوسه گر تاریخی همان شیطان لعین و رجیم است که با وسوسه،پدر و مادر ما را رانده از بهشت نمود و قسم یاد کرد همه انسانها را با وسوسه،اغوا کند.اما او اجبار کننده نیست بلکه تنها وسوسه گر است و انتخاب با شماست…
گفت: آیا در مقابل وسوسه های فریبنده اش،پناهى هم داریم؟ -البته که داری ،به خدا پناه بر و بگو:پناه می برم به خدای مردم از شرّ وسوسه گر نیرنگ باز که در سینه های مردم وسوسه می کند(قل اعوذ برب الناس،من شرّ الوسواس الخنّاس الذی یوسوس فى صدور الناس…).استعاذه (پناه بردن )مهمترین اقدام تو علیه این خنّاس است.گفت: با چه کلماتى استعاذه کنم؟ -فرمایش علی علیه السلام راهنمای توست:
ای کمیل! هنگامی که شیطان در دل، تو را وسوسه می کند بگو:«اعوذ باللّه القوی من الشیطان الغوی و اعوذ بمحمد الرضی من شرّ ما قُدّر و قُضی و اعوذ بإلٰه الناس من شرّ الجنه و الناس اجمعین…» از شرّ شیطان گمراه به خدای توانا پناه می برم و از شرّ آنچه قضا و تقدیر شده به حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله که مورد خشنودی خداست پناه می برم و از شرّ تمام جنّ و انس به معبود همهی مردم پناه می برم…
چنان که مولا فرمود:پناه بردن به خدا و پیامبر راه نجات از وسوسه های این “لعین رجیم” و همدست های او از جن و انس است.امروز هم نماد پیامبر که همنام و شبیه و خلیفه اوست ، حضرت صاحب الزمان است که پناه بردن همیشگى و هر روزه به او ، شما را از گزند وسوسه ها ی این خناس ،حفظ نموده و در امان می دارد…