“نظرت در مورد بحث جنجالی وحدت چیست؟ بعضی ها به وحدتى معروف شده اند و مى گویند اصلاً نباید به مسائل اختلافى مذاهب ورود کرد و باید به وحدت اندیشید.بعضى ها هم ضد آنها موضع مى گیرند و مى گویند منظور از وحدت استحاله ماست و اسم رمزی است برای ذوب شدن در عقائد حریف تا دست از باورهای خود برداریم.وحدت واقعاً به چه معناست؟خوب است یا خوب نیست”؟گفتم:اگر منظور از وحدت،وحدت اجتماعى و سیاسی است برای مقابله با دشمن مشترک و همکارى براى رفع مشکلات اجتماعى،خیلی پسندیده است و کسی مخالف آن نیست.اما اگر منظور از وحدت ذوب شدن هر مذهب در مذهب دیگر است،کسى با آن موافق نیست و اصلاً این کار شدنى هم نیست.بهترین معنا براى وحدت را مى توان اینگونه بیان کرد:همکاری و تعاضد در امور اجتماعى و بین المللى، تاکید بر مشترکات در امور اعتقادی و گفتگوى علمى و دوستانه در مسائل اختلافى…
گفت:سابقه این موضوع چیست؟گفتم:آموزگار بزرگ وحدت،امیر مومنان علی علیه السلام است که برای مصالح امت و حفظ اسلام و وحدت مسلمین در مقابله با دشمنان مشترک ،از حق اصلحیت خود برای حکومت گذشت و بیشترین فداکاری و از خود گذشتگى را نشان داد اما هرگز از عقائد حقه و مسأله امامت کوتاه نیامد و هرکجا زمینه یافت تبیین های عالمانه را برای مردم در موضوع حق و باطل انجام داد که بخشی از این میراث علمى در کتاب جاودانه نهج البلاغه متجلى است.علمای بزرگ نیز در طول زمان بر همین مسیر رفتند و ما را دشمن شاد نکردند.به یاد دارم عالمی بزرگ و خطیبى توانا این شعر را در سلوک اجتماعى مذاهب پنجگانه اسلامى مى خواند:ما پنج برادریم و از یک پشتیم / در پنجه روزگار،پنج انگشتیم /چون فرد شویم در نظرها عَلَمیم / ور جمع شویم بر دهان ها مشتیم !
پرسید:آیا بحث های علمی بخاطر وحدت در این دوران ها تعطیل شد؟ گفتم : نه ، هرگز.علمای ما هرگز به بهانه وحدت اجتماعى،پژوهش و تحقیق و گفتگو و نگارش های علمى را رها نکردند و کتاب ها و مجموعه های گرانسنگى همچون الشافى،المراجعات ، الغدیر ، عبقات الانوار، شب های پیشاور و صدها عنوان دیگر پدید آمد که حاصل این تلاش هاست.گفت:اکنون چه؟ گفتم :برادری و همکیشی ایجاب می کند،هرجا که زمینه بود در فضای برادری و دوستى،به درخواست طرفین،رهاوردهای پژوهشی و علمى را برای یکدیگر بیان کنیم و اصراری هم در تحمیل عقائد نداشته باشیم تا با حاکمیت برهان،هرکس خود انتخابگر باشد.این تجربه در طول قرن ها،آثار مبارکی داشته است..
یکی از این تجربه ها در بحث مهدویت است.فعالیت های پژوهشی در موضوع مهدویت از سوی فریقین، به پدید آمدن کتاب های فراوانى انجامیده است که تا اندازه زیادی با تاکید بر مشترکات، نقاب از موضوع مهدویت ،کنار رفته است:قطعیت قیام و ظهور فردی همنام پیامبراز نسل حضرت فاطمه سلام الله علیها در آخرالزمان از کنار کعبه با یارانى مقاوم و استوار در حالیکه حضرت مسیح او را همراهى و معاضدت مى کند و او زمین را از عدل و داد آکنده کند چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد؛او چنان طاووس بهشتیان است و سیره نبوی را احیا خواهد نمود…